محل کنونی شما: Home
 
 
 
 
 
 

وفاي به عهد

وفاي به عهد

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

ازبارزترین نشانه‌های اهل صدق و نیکی، وفای به عهد است. خداوند در آیه ۱۷۷ سوره مبارکه بقره که کامل‌ترین و جامع‌ترین آیه قرآن در توصیف نیکوکاران می‌باشد، می‌فرمایند؛ والموفون بعهدهم اذا عاهدوا...  وفا کنندگان به عهدشان هنگامی که عهد می‌بندند.

در آیه اول سوره مائده نیز می‌خوانیم:  یا ایها الذین آمنوا افوا بالعقود... ای کسانی که ایمان آورده اید به عهدهای خودتان وفا کنید.

همچنین آیات ۳۹سوره معارج و ۸ سوره ی مومنین نیز، مسلمانان را به پرورش چنین صفت نیکویی در وجودشان توصیه کرده‌اند.

حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: دربین صفت‌های مثبت هیچ صفتی همانند وفای به عهد نیست که همگان اعم از مؤمن و مشرک و کافر باید بر لزوم و ضرورت عمل به آن تأکید داشته باشند.

امام محمد باقرعلیه‌السلام می‌فرماید: خداوند بزرگ در سه مورد زیر هیچ  اختیار و اجازه‌ای برای انسان قائل نشده است:

1- وفای به عهد

۲ـ نیکی به والدین

۳ـ ادای امانت چه شخص کافر باشد و چه مسلمان.

وفای به عهد از پنجره آیات و روایات

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌ وآله می فرماید: هر گاه مسلمانان در مقابل کفار یا دشمنانشان عهد شکنی کنند، خداوند دشمنانشان را بر آنها پیروز می‌گرداند.

خداوند در آیه ۹ سوره نحل می فرماید: هر گاه عهدی بستید به عهدتان وفا کنید و بعد از قسم یاد کردن، آنها را نقض نکنید، در حالیکه خداوند را گواه قسم خود قرار داده‌اید.

گاهی اوقات سوگند یاد کردن، محدودیت هایی برای انسان ایجاد خواهد کرد که وفا دار بودن به آن خلاف شرع و اخلاق است، در این موارد شکستن قسم، جزایی دارد که باید پرداخت؛ امّا کسی که قسم یاد کرده و خلاف آن عمل می کند به این نیّت که جزایش را می‌پردازد، گناهکار است، و کسی که آگاهانه گناه می کند، مغفرت شامل حالش نمی‌گردد.

هم از پیامبرصلی الله علیه‌وآله و هم از حضرت علی علیه‌السلام روایت شده است که: کسی که به عهد خود وفا نکند دین ندارد.

در سوره اسراء، آیه 43 خداوند می فرماید: وفا کنید به عهدتان که از وفای به عهد سوال می شود.

در بین سیاست مدارهای دنیا تنها چیزی که هنوز تا حدودی رعایت می شود، پیمان‌ها و قراردادهاست. مشرکان پیش از اسلام نیز وفای به عهد را در بین خود لازم و عواقب پیمان شکنی را بد و ناگوار می دانستند.

امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: عهدها و پیمان‌هایی که می‌بندیم، قلاده‌ای است که تا روز قیامت بر گردنمان  خواهد ماند. اگر کسی به عهدش وفا کند، خداوند نیز مراعات حال  او را می‌نماید، و اگر نقض پیمان کند، خداوند خوارش می گرداند، و هر کس عهد هایی را که بسته کوچک بشمارد همان عهدها از او در نزد خدایی که انسان را به حفظ پیمان ها سفارش نموده است، شکایت می کنند.

ازدواج، عهد و پیمان

ازدواج پیمانی آسمانی است که زن و مرد در محضر خدا با هم می بندند. این زوج جوان یکدیگر را به امانت میگیرند تا در پناه هم به سوی کمال حرکت کنند. لذا رعایت حال این امانت امری لازم و ضروری است.

در این پیمان، سه وظیفه مهم بر عهده مردان می‌باشد:

1- تأمین مادی: مرد خانواده موظف است در حد معقول و متعارف در تامین نیاز خانواده بکوشد. البته زن نیز باید حافظ زحمات شوهرش بوده وآنها را هدر ندهد.

2- تأمین عاطفی: محبت در میان حیوانات نیز وجود دارد. اما کمال انسان در مهرورزی آنجائی محقق می گردد که؛ در مقابل کسی که به انسان محبت نمیکند و یا انتظار جبران محبت از سوی او نیست، بتواند بی توقع، مهرورزی نماید.

3ـ تأمین معنوی: زن و مرد وظیفه تأمین معنوی خانواده را بر عهده دارند و نباید اجازه دهند شیطان در خانه نفوذ کند.

عهد با خدا، مهم ترین عهدها

عهدی که میان ما و خداوند منعقد شده، یک پیمان فطری، درونی و غیر قابل انکار است. خداوند موجودات را به گونه ای خلق نموده است که در درون هر کدام از آنها ، قدرت و انگیزه لازم، جهت کسب کمال وجود دارد. همانگونه که در سوره اعلی چهار مرحله خلق موجودات را اینگونه شرح میدهد:

الذی خلق، فسوی والذی قدر، فهدی....

خلق، تسویه، تقدیر و هدایت

همه موجودات پس از طی سه مرحله اول، هدایت می‌شوند. انسان نیز صاحب نیروهایی فطری است که او را به سوی هدف نهائی اش سوق می‌دهند.

خداوند در آیه ۱۲۷سوره اعراف می‌فرماید: من عهدی را در درونتان با شما بسته‌ام که آیا من خدای واحد شما و تنها کسی هستم که می توانم شما را هدایت کنم؟ همه گفتید بلی. این عهد و پیمان، تکوینی و فطری است و نفس انسان بر این مسئله گواهی می دهد، چرا که هر روز بارها این جمله را تکرار میکنیم؛ ایاک نعبد و ایاک نستعین... خداوندا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوئیم. و این یعنی که کسی غیر از او بر هدایت ما توانا نیست .

و باز در سوره یس آیه ی ۶۲ـ۶۰ به این عهد اشاره شده است که؛ ای بنی آدم آیا من از شما عهد نگرفتم که شیطان را عبادت نکنید... اگر انسان به عهد خود با خداوند پایبند باشد به سایر عهدها نیز پایبند خواهد ماند، درغیر اینصورت به عهدهای دیگر نیز متعهد نخواهد ماند.

عقل و لزوم اطاعت از خدا

انسان مانند هر سیستمی در مرحله اوّل به خالق و در مرحله بعد برای هدایت به متخصصی آگاه نیازمند است تا بتواند در پناه حمایتهای او مسیر پرخطر کمال را در نهایت سلامت طی کند.

حجتی برای این سخن نیست که تا انسان دلیل چیزی را نفهمد تن به انجام آن نیز نخواهد داد.از طرفی عقل نیز به ضرورت اطاعت از یک متخصص که بر همه ابعاد وجودی انسان احاطه داشته باشد تاکید می کند.

بنابراین اطاعت از متخصصی که بر مسیر سعادت انسان کاملا واقف است، امری کاملا عقلانی و صحیح می‌باشد. در اینصورت حتی اگر متوجه دلیل یک دستور از جانب آن متخصص نیز نشویم، همین امر که او راهبری کارشناس و آگاه است برای اطاعت ما کافی خواهد بود.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می فرمایند: عاقل ترین شما مطیع ترین شماست. پس می توانیم بگوئیم؛ تمام عقل آنجاست که دل به غیر خدا نداده و از غیر خدا نترسیم.

ایشان در هنگام رحلتشان از دنیا فرمودند: من دو چیز را در میان شما به یادگار می گذارم، کتاب خدا و اهل بیتم را. به یقین می دانیم که اطاعت از این دو مهم، برای رسیدن ما به کمال کافیست.

 

خداوند دو حجت برای انسان ها دارد؛ عقل، که حجتی درونی و انبیاء که حجتهای بیرونی اند. پیامبران، انسانهایی کمال یافته  در عالمند

همان عقلی که می گوید خدا را عبادت کنید می گوید شیطان را عبادت نکنید. شیطان می گوید خدایا روی صراط مستقیم (صراط عقل) می نشینم و از جلو، عقب، راست و چپ به آنها حمله می کنم. نباید به تفکّراتی که ناشی از حملات شیطان است توجه کنیم و آنها را از خود بدانیم.

در سوره ی ناس خداوند به بندگان می فرماید: بگو پناه می برم به مالک، پادشاه و معشوق مردم از شر شیطانی که وسوسه می کند.

برای مقابله با نجواهای شیطان باید به رب، ملک و اله توجه داشته باشیم. در حرکت به سمت ابدیّت جز با یک روح شاد، در محیطی شاد و آرام نمی توان به بهشت رسید. لذا اضطراب و حسادت و...که ناشی از حملات شیطان است را باید از خود دور کنی.

ما و وفاداریمان به عهد با خداوند

بزرگترین نشانه رعایت عهد الهی از سوی انسان، عبادت و عبودیّت نسبت به خداوند است که البته امری فطری و عقلانی  بوده و در نهاد همه انسان ها وجود دارد.

نشانه دیگر احترام به این عهد نیز دشمنی با شیطان، عدم اطاعت از او و بی توجهی به پیام هایش می باشد.

در آیه ۶۲ـ۶۰ سوره یس خداوند خطاب به انسانها میفرماید: آیا از شما عهد نگرفتم که فقط مرا عبادت کنید، که شیطان برای شما دشمن آشکار است.در حالیکه شیطان گروه زیادی از شما را فریب داد آیا تعقل نمی کنید؟...

خداوند بارها و بارها ما را به فکر کردن امر نموده اند. در روایات آمده که یک ساعت تفکّر از هفتاد ساعت عبادت بالاتر است. هیچ عبودیتی به عرصه عمل نمیرسد مگر آنکه در پس آن اندیشه ای بلند و تفکری عمیق نهفته است. طبق این آیه مخالفت با شیطان و عبودیت خداوند و درنتیجه وفای به عهدی که با حضرت حق بسته ایم جز با تفکر و تعقلی عمیق امکان پذیر نخواهد بود.

مسیر حرکت ما به سمت آخرت، مسیری کاملاً ریاضی است. باید با اندازه هایی که خدا امر کرده زندگی کرد نه اندازه هایی که شیطان در قالبهای مقدّس و مذهبی به ما القا می دکند. هر چه ریاضیات الهی را بیشتر رعایت کنیم، موفق تر خواهیم بود.

تقوا یعنی هر آنچه خداوند می پسندد، بپسندیم؛ نه هر چه را دل طلب میکند. عبادت نکردن شیطان نیز به این معناست که اندازه ها و ارقام او را نپذیرفته و از محدوده اندازه های الهی خارج نشویم. به عنوان مثال در بیماری وسواس شیطان با تغییر اعداد و ارقام مانع رسیدن انسان به هدف نهایی اش می گردد.

این پیام خداست؛ که ای گناهکاران از رحمت من ناامید نباشید؛ من از تمام گناهان یکجا می گذرم... یادمان باشد از گناهان گذشته مان غمگین نشویم، هنوز فرصت برای وفای به عهد باقیست... و ما هنوز نفس میکشیم، نکند بین ما و خدا فاصله بیفتد، باید با نشاط به بندگی خود ادامه دهیم. ناامیدی از رحمت خدا یعنی عبادت شیطان. او سعی میکند که با

هجوم به افکار انسان، گذشته را چنان گناه آلود جلوه دهد که گویی غیر قابل جبران است. تمام هنرمندی ما اینجاست که بتوانیم بر این افکار غلبه کرده و آنها را کنار بگذاریم. اگر بدانیم  امام زمان چقدر ما را با همه آلودگی مان دوست دارد، هیچ گاه به خود اجازه نمی دهیم که از حرکت باز بایستیم.

انا لله، یعنی ما برای خداییم؛ این که ما یقین داریم متعلّق به خدائیم، بسیار آرامش بخش است. فراموش نکنیم که میزان شادی و آرامش ما در برزخ و بهشت بسته به میزان شادی ما در دنیا دارد. شادی هایی که کانون آن از خداست.

نکته مهم اینجاست که بدانیم شیطان به هیچ تسلطی بر ما ندارد، بلکه  فقط دعوتمان می کند. باید در چنین مواقعی به خدا پناه ببریم که آغوشش امن ترین پناهگاه است.

شیطان در قالب عرفان،مذهب ،معنویت و حیا چیزهای بسیاری را به ما تحمیل کرده است، به حدی که وقتی امام زمان بیاید ما اعتراض می کنیم و می گوییم او دین جدید آورده است، امّا امام زمان ریاضیّاتی را حاکم می کند که ما به آنچه هدف خلقتمان است برسیم.

عهد با امام ؛ عهد با خدا

معصوم، تجلی تمام نمای خداوند در زمین است و پذیرش ولایت معصومی که از جانب خداوند به مقام امامت رسیده است، در حقیقت میثاق با خدا و عهدی الهی است.

در روایات بسیار آمده که اگر کسی امام زمانش را نشناسد و از دنیا برود، در حالت کفر مرده است.

همه ما نسبت به پدر و مادر، اطرافیان و هموطنانمان قیودی داریم که خود را ملزم به رعایت آنها میدانیم. اما آیا حتی برای یکبار امام زمانمان را جزء قیودی که خدا از ما اخذ کرده به شمار آورده ایم؟ آیا رعایت حق ولایتش برای لحظه ای از ذهنمان گذشته است؟

هرگز فراموش نکنیم که نوع  حیات ابدی ما، بستگی به حضور امام زمان در درونمان دارد. اینکه امام زمان در زندگی و در تصمیم گیری هایمان چقدر تأثیر گذار بوده است. هر چه رفاقتمان با او بیشتر باشد و خودمان را نسبت به رعایت این عهد  مسئول تر بدانیم در دنیا و آخرت شادتر زندگی خواهیم کرد.

حالا این سؤال را از خودمان میپرسیم که از این پس چقدر حاضریم برای امام زمانمان وقت گذاشته و او را یاری کنیم؟ یا برای وفاداری به چنین عهدی چقدر تلاش خواهیم کرد؟

(ان العهد کان عنه مسئولاـ از عهد الهی سوال می کنند ) در قرآن و روایات، امامت عهدی الهی شمرده شده است، و انسانها نمی توانند از آن بی توجه عبور کنند. بی اعتنایی به تنهایی، آوارگی و غربت امام زمان یقینا ما را در پیشگاه خدا مسئول و مورد بازخواست و در نهایت به عذاب اخروی دچار خواهد نمود.

امام باقر (ع) می فرماید: در آیه (امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء.) مضطر، وجود مقدّس امام زمان است. وقت گذاشتن برای امام زمان مستحب نیست بلکه اوجب واجبات است.هیچ یک از مشغله های ما برای عدم توجه به امام زمان پذیرفته نیست، چرا که خداوند بر این عهد الهی بسیار تأکید نموده است. اگر کسی در قیامت بتواند از گذر  وفاداری به این عهد، جان سالم به در برد، احتمال نجاتش بسیار است.

......یادمان باشد که مرگ در چند قدمی ماست. و مهدی تنهاتر و غریبتر از همیشه در انتظار یاری ما... دست کدام یک از ما محکمتر و استوارتر، دستان پسر فاطمه را خواهد فشرد؟ این تمام سعادت دنیا و ابدیت ماست اگر نفسهای مهدی در رگ زندگی ما به جریان افتاده و روحی آسمانی در کالبد تاریک خانه هایمان دمیده شود...

بارالها دستان بی رمق و آلوده ما را به دستان عرشی آخرین باقیمانده ات در زمین برسان و ما را آماده یاری او و وفادار به عهدمان بگردان.

آمین

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

وفای به عهد

ازبارزترین نشانه‌های اهل صدق و نیکی، وفای به عهد است. خداوند در آیه ۱۷۷ سوره مبارکه بقره که کامل‌ترین و جامع‌ترین آیه قرآن در توصیف نیکوکاران می‌باشد، می‌فرمایند؛ والموفون بعهدهم اذا عاهدوا... وفا کنندگان به عهدشان هنگامی که عهد می‌بندند.

در آیه اول سوره مائده نیز می‌خوانیم: یا ایها الذین آمنوا افوا بالعقود... ای کسانی که ایمان آورده اید به عهدهای خودتان وفا کنید.

همچنین آیات ۳۹سوره معارج و ۸ سوره ی مومنین نیز، مسلمانان را به پرورش چنین صفت نیکویی در وجودشان توصیه کرده‌اند.

حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: دربین صفت‌های مثبت هیچ صفتی همانند وفای به عهد نیست که همگان اعم از مؤمن و مشرک و کافر باید بر لزوم و ضرورت عمل به آن تأکید داشته باشند.

امام محمد باقرعلیه‌السلام می‌فرماید: خداوند بزرگ در سه مورد زیر هیچ اختیار و اجازه‌ای برای انسان قائل نشده است:

1ـ وفای به عهد

۲ـ نیکی به والدین

۳ـ ادای امانت چه شخص کافر باشد و چه مسلمان.

وفای به عهد از پنجره آیات و روایات

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌ وآله می فرماید: هر گاه مسلمانان در مقابل کفار یا دشمنانشان عهد شکنی کنند، خداوند دشمنانشان را بر آنها پیروز می‌گرداند.

خداوند در آیه ۹ سوره نحل می فرماید: هر گاه عهدی بستید به عهدتان وفا کنید و بعد از قسم یاد کردن، آنها را نقض نکنید، در حالیکه خداوند را گواه قسم خود قرار داده‌اید.

گاهی اوقات سوگند یاد کردن، محدودیت هایی برای انسان ایجاد خواهد کرد که وفا دار بودن به آن خلاف شرع و اخلاق است، در این موارد شکستن قسم، جزایی دارد که باید پرداخت؛ امّا کسی که قسم یاد کرده و خلاف آن عمل می کند به این نیّت که جزایش را می‌پردازد، گناهکار است، و کسی که آگاهانه گناه می کند، مغفرت شامل حالش نمی‌گردد.

هم از پیامبرصلی الله علیه‌وآله و هم از حضرت علی علیه‌السلام روایت شده است که: کسی که به عهد خود وفا نکند دین ندارد.

در سوره اسراء، آیه 43 خداوند می فرماید: وفا کنید به عهدتان که از وفای به عهد سوال می شود.

در بین سیاست مدارهای دنیا تنها چیزی که هنوز تا حدودی رعایت می شود، پیمان‌ها و قراردادهاست. مشرکان پیش از اسلام نیز وفای به عهد را در بین خود لازم و عواقب پیمان شکنی را بد و ناگوار می دانستند.

امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: عهدها و پیمان‌هایی که می‌بندیم، قلاده‌ای است که تا روز قیامت بر گردنمان خواهد ماند. اگر کسی به عهدش وفا کند، خداوند نیز مراعات حال او را می‌نماید، و اگر نقض پیمان کند، خداوند خوارش می گرداند، و هر کس عهد هایی را که بسته کوچک بشمارد همان عهدها از او در نزد خدایی که انسان را به حفظ پیمان ها سفارش نموده است، شکایت می کنند.

ازدواج، عهد و پیمان

ازدواج پیمانی آسمانی است که زن و مرد در محضر خدا با هم می بندند. این زوج جوان یکدیگر را به امانت میگیرند تا در پناه هم به سوی کمال حرکت کنند. لذا رعایت حال این امانت امری لازم و ضروری است.

در این پیمان، سه وظیفه مهم بر عهده مردان می‌باشد:

1- تأمین مادی: مرد خانواده موظف است در حد معقول و متعارف در تامین نیاز خانواده بکوشد. البته زن نیز باید حافظ زحمات شوهرش بوده وآنها را هدر ندهد.

2- تأمین عاطفی: محبت در میان حیوانات نیز وجود دارد. اما کمال انسان در مهرورزی آنجائی محقق می گردد که؛ در مقابل کسی که به انسان محبت نمیکند و یا انتظار جبران محبت از سوی او نیست، بتواند بی توقع، مهرورزی نماید.

3ـ تأمین معنوی: زن و مرد وظیفه تأمین معنوی خانواده را بر عهده دارند و نباید اجازه دهند شیطان در خانه نفوذ کند.

عهد با خدا، مهم ترین عهدها

عهدی که میان ما و خداوند منعقد شده، یک پیمان فطری، درونی و غیر قابل انکار است. خداوند موجودات را به گونه ای خلق نموده است که در درون هر کدام از آنها ، قدرت و انگیزه لازم، جهت کسب کمال وجود دارد. همانگونه که در سوره اعلی چهار مرحله خلق موجودات را اینگونه شرح میدهد:

الذی خلق، فسوی والذی قدر، فهدی....

خلق، تسویه، تقدیر و هدایت

همه موجودات پس از طی سه مرحله اول، هدایت می‌شوند. انسان نیز صاحب نیروهایی فطری است که او را به سوی هدف نهائی اش سوق می‌دهند.

خداوند در آیه ۱۲۷سوره اعراف می‌فرماید: من عهدی را در درونتان با شما بسته‌ام که آیا من خدای واحد شما و تنها کسی هستم که می توانم شما را هدایت کنم؟ همه گفتید بلی. این عهد و پیمان، تکوینی و فطری است و نفس انسان بر این مسئله گواهی می دهد، چرا که هر روز بارها این جمله را تکرار میکنیم؛ ایاک نعبد و ایاک نستعین... خداوندا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوئیم. و این یعنی که کسی غیر از او بر هدایت ما توانا نیست .

و باز در سوره یس آیه ی ۶۲ـ۶۰ به این عهد اشاره شده است که؛ ای بنی آدم آیا من از شما عهد نگرفتم که شیطان را عبادت نکنید... اگر انسان به عهد خود با خداوند پایبند باشد به سایر عهدها نیز پایبند خواهد ماند، درغیر اینصورت به عهدهای دیگر نیز متعهد نخواهد ماند.

عقل و لزوم اطاعت از خدا

انسان مانند هر سیستمی در مرحله اوّل به خالق و در مرحله بعد برای هدایت به متخصصی آگاه نیازمند است تا بتواند در پناه حمایتهای او مسیر پرخطر کمال را در نهایت سلامت طی کند.

حجتی برای این سخن نیست که تا انسان دلیل چیزی را نفهمد تن به انجام آن نیز نخواهد داد.از طرفی عقل نیز به ضرورت اطاعت از یک متخصص که بر همه ابعاد وجودی انسان احاطه داشته باشد تاکید می کند.

بنابراین اطاعت از متخصصی که بر مسیر سعادت انسان کاملا واقف است، امری کاملا عقلانی و صحیح می‌باشد. در اینصورت حتی اگر متوجه دلیل یک دستور از جانب آن متخصص نیز نشویم، همین امر که او راهبری کارشناس و آگاه است برای اطاعت ما کافی خواهد بود.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می فرمایند: عاقل ترین شما مطیع ترین شماست. پس می توانیم بگوئیم؛ تمام عقل آنجاست که دل به غیر خدا نداده و از غیر خدا نترسیم.

ایشان در هنگام رحلتشان از دنیا فرمودند: من دو چیز را در میان شما به یادگار می گذارم، کتاب خدا و اهل بیتم را. به یقین می دانیم که اطاعت از این دو مهم، برای رسیدن ما به کمال کافیست.

خداوند دو حجت برای انسان ها دارد؛ عقل، که حجتی درونی و انبیاء که حجتهای بیرونی اند. پیامبران، انسانهایی کمال یافته در عالمند

همان عقلی که می گوید خدا را عبادت کنید می گوید شیطان را عبادت نکنید. شیطان می گوید خدایا روی صراط مستقیم (صراط عقل) می نشینم و از جلو، عقب، راست و چپ به آنها حمله می کنم. نباید به تفکّراتی که ناشی از حملات شیطان است توجه کنیم و آنها را از خود بدانیم.

در سوره ی ناس خداوند به بندگان می فرماید: بگو پناه می برم به مالک، پادشاه و معشوق مردم از شر شیطانی که وسوسه می کند.

برای مقابله با نجواهای شیطان باید به رب، ملک و اله توجه داشته باشیم. در حرکت به سمت ابدیّت جز با یک روح شاد، در محیطی شاد و آرام نمی توان به بهشت رسید. لذا اضطراب و حسادت و...که ناشی از حملات شیطان است را باید از خود دور کنی.

ما و وفاداریمان به عهد با خداوند

بزرگترین نشانه رعایت عهد الهی از سوی انسان، عبادت و عبودیّت نسبت به خداوند است که البته امری فطری و عقلانی بوده و در نهاد همه انسان ها وجود دارد.

نشانه دیگر احترام به این عهد نیز دشمنی با شیطان، عدم اطاعت از او و بی توجهی به پیام هایش می باشد.

در آیه ۶۲ـ۶۰ سوره یس خداوند خطاب به انسانها میفرماید: آیا از شما عهد نگرفتم که فقط مرا عبادت کنید، که شیطان برای شما دشمن آشکار است.در حالیکه شیطان گروه زیادی از شما را فریب داد آیا تعقل نمی کنید؟...

خداوند بارها و بارها ما را به فکر کردن امر نموده اند. در روایات آمده که یک ساعت تفکّر از هفتاد ساعت عبادت بالاتر است. هیچ عبودیتی به عرصه عمل نمیرسد مگر آنکه در پس آن اندیشه ای بلند و تفکری عمیق نهفته است. طبق این آیه مخالفت با شیطان و عبودیت خداوند و درنتیجه وفای به عهدی که با حضرت حق بسته ایم جز با تفکر و تعقلی عمیق امکان پذیر نخواهد بود.

مسیر حرکت ما به سمت آخرت، مسیری کاملاً ریاضی است. باید با اندازه هایی که خدا امر کرده زندگی کرد نه اندازه هایی که شیطان در قالبهای مقدّس و مذهبی به ما القا می دکند. هر چه ریاضیات الهی را بیشتر رعایت کنیم، موفق تر خواهیم بود.

تقوا یعنی هر آنچه خداوند می پسندد، بپسندیم؛ نه هر چه را دل طلب میکند. عبادت نکردن شیطان نیز به این معناست که اندازه ها و ارقام او را نپذیرفته و از محدوده اندازه های الهی خارج نشویم. به عنوان مثال در بیماری وسواس شیطان با تغییر اعداد و ارقام مانع رسیدن انسان به هدف نهایی اش می گردد.

این پیام خداست؛ که ای گناهکاران از رحمت من ناامید نباشید؛ من از تمام گناهان یکجا می گذرم... یادمان باشد از گناهان گذشته مان غمگین نشویم، هنوز فرصت برای وفای به عهد باقیست... و ما هنوز نفس میکشیم، نکند بین ما و خدا فاصله بیفتد، باید با نشاط به بندگی خود ادامه دهیم. ناامیدی از رحمت خدا یعنی عبادت شیطان. او سعی میکند که با

هجوم به افکار انسان، گذشته را چنان گناه آلود جلوه دهد که گویی غیر قابل جبران است. تمام هنرمندی ما اینجاست که بتوانیم بر این افکار غلبه کرده و آنها را کنار بگذاریم. اگر بدانیم امام زمان چقدر ما را با همه آلودگی مان دوست دارد، هیچ گاه به خود اجازه نمی دهیم که از حرکت باز بایستیم.

انا لله، یعنی ما برای خداییم؛ این که ما یقین داریم متعلّق به خدائیم، بسیار آرامش بخش است. فراموش نکنیم که میزان شادی و آرامش ما در برزخ و بهشت بسته به میزان شادی ما در دنیا دارد. شادی هایی که کانون آن از خداست.

نکته مهم اینجاست که بدانیم شیطان به هیچ تسلطی بر ما ندارد، بلکه فقط دعوتمان می کند. باید در چنین مواقعی به خدا پناه ببریم که آغوشش امن ترین پناهگاه است.

شیطان در قالب عرفان،مذهب ،معنویت و حیا چیزهای بسیاری را به ما تحمیل کرده است، به حدی که وقتی امام زمان بیاید ما اعتراض می کنیم و می گوییم او دین جدید آورده است، امّا امام زمان ریاضیّاتی را حاکم می کند که ما به آنچه هدف خلقتمان است برسیم.

عهد با امام ؛ عهد با خدا

معصوم، تجلی تمام نمای خداوند در زمین است و پذیرش ولایت معصومی که از جانب خداوند به مقام امامت رسیده است، در حقیقت میثاق با خدا و عهدی الهی است.

در روایات بسیار آمده که اگر کسی امام زمانش را نشناسد و از دنیا برود، در حالت کفر مرده است.

همه ما نسبت به پدر و مادر، اطرافیان و هموطنانمان قیودی داریم که خود را ملزم به رعایت آنها میدانیم. اما آیا حتی برای یکبار امام زمانمان را جزء قیودی که خدا از ما اخذ کرده به شمار آورده ایم؟ آیا رعایت حق ولایتش برای لحظه ای از ذهنمان گذشته است؟

هرگز فراموش نکنیم که نوع حیات ابدی ما، بستگی به حضور امام زمان در درونمان دارد. اینکه امام زمان در زندگی و در تصمیم گیری هایمان چقدر تأثیر گذار بوده است. هر چه رفاقتمان با او بیشتر باشد و خودمان را نسبت به رعایت این عهد مسئول تر بدانیم در دنیا و آخرت شادتر زندگی خواهیم کرد.

حالا این سؤال را از خودمان میپرسیم که از این پس چقدر حاضریم برای امام زمانمان وقت گذاشته و او را یاری کنیم؟ یا برای وفاداری به چنین عهدی چقدر تلاش خواهیم کرد؟

(ان العهد کان عنه مسئولاـ از عهد الهی سوال می کنند ) در قرآن و روایات، امامت عهدی الهی شمرده شده است، و انسانها نمی توانند از آن بی توجه عبور کنند. بی اعتنایی به تنهایی، آوارگی و غربت امام زمان یقینا ما را در پیشگاه خدا مسئول و مورد بازخواست و در نهایت به عذاب اخروی دچار خواهد نمود.

امام باقر (ع) می فرماید: در آیه (امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء.) مضطر، وجود مقدّس امام زمان است. وقت گذاشتن برای امام زمان مستحب نیست بلکه اوجب واجبات است.هیچ یک از مشغله های ما برای عدم توجه به امام زمان پذیرفته نیست، چرا که خداوند بر این عهد الهی بسیار تأکید نموده است. اگر کسی در قیامت بتواند از گذر وفاداری به این عهد، جان سالم به در برد، احتمال نجاتش بسیار اس

وفای به عهد

ازبارزترین نشانه‌های اهل صدق و نیکی، وفای به عهد است. خداوند در آیه ۱۷۷ سوره مبارکه بقره که کامل‌ترین و جامع‌ترین آیه قرآن در توصیف نیکوکاران می‌باشد، می‌فرمایند؛ والموفون بعهدهم اذا عاهدوا...  وفا کنندگان به عهدشان هنگامی که عهد می‌بندند.

در آیه اول سوره مائده نیز می‌خوانیم:  یا ایها الذین آمنوا افوا بالعقود... ای کسانی که ایمان آورده اید به عهدهای خودتان وفا کنید.

همچنین آیات ۳۹سوره معارج و ۸ سوره ی مومنین نیز، مسلمانان را به پرورش چنین صفت نیکویی در وجودشان توصیه کرده‌اند.

حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: دربین صفت‌های مثبت هیچ صفتی همانند وفای به عهد نیست که همگان اعم از مؤمن و مشرک و کافر باید بر لزوم و ضرورت عمل به آن تأکید داشته باشند.

امام محمد باقرعلیه‌السلام می‌فرماید: خداوند بزرگ در سه مورد زیر هیچ  اختیار و اجازه‌ای برای انسان قائل نشده است:

1ـ وفای به عهد

۲ـ نیکی به والدین

۳ـ ادای امانت چه شخص کافر باشد و چه مسلمان.

 

وفای به عهد از پنجره آیات و روایات

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌ وآله می فرماید: هر گاه مسلمانان در مقابل کفار یا دشمنانشان عهد شکنی کنند، خداوند دشمنانشان را بر آنها پیروز می‌گرداند.

خداوند در آیه ۹ سوره نحل می فرماید: هر گاه عهدی بستید به عهدتان وفا کنید و بعد از قسم یاد کردن، آنها را نقض نکنید، در حالیکه خداوند را گواه قسم خود قرار داده‌اید.

گاهی اوقات سوگند یاد کردن، محدودیت هایی برای انسان ایجاد خواهد کرد که وفا دار بودن به آن خلاف شرع و اخلاق است، در این موارد شکستن قسم، جزایی دارد که باید پرداخت؛ امّا کسی که قسم یاد کرده و خلاف آن عمل می کند به این نیّت که جزایش را می‌پردازد، گناهکار است، و کسی که آگاهانه گناه می کند، مغفرت شامل حالش نمی‌گردد.

هم از پیامبرصلی الله علیه‌وآله و هم از حضرت علی علیه‌السلام روایت شده است که: کسی که به عهد خود وفا نکند دین ندارد.

در سوره اسراء، آیه 43 خداوند می فرماید: وفا کنید به عهدتان که از وفای به عهد سوال می شود.

در بین سیاست مدارهای دنیا تنها چیزی که هنوز تا حدودی رعایت می شود، پیمان‌ها و قراردادهاست. مشرکان پیش از اسلام نیز وفای به عهد را در بین خود لازم و عواقب پیمان شکنی را بد و ناگوار می دانستند.

امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: عهدها و پیمان‌هایی که می‌بندیم، قلاده‌ای است که تا روز قیامت بر گردنمان  خواهد ماند. اگر کسی به عهدش وفا کند، خداوند نیز مراعات حال  او را می‌نماید، و اگر نقض پیمان کند، خداوند خوارش می گرداند، و هر کس عهد هایی را که بسته کوچک بشمارد همان عهدها از او در نزد خدایی که انسان را به حفظ پیمان ها سفارش نموده است، شکایت می کنند.

 

ازدواج، عهد و پیمان

ازدواج پیمانی آسمانی است که زن و مرد در محضر خدا با هم می بندند. این زوج جوان یکدیگر را به امانت میگیرند تا در پناه هم به سوی کمال حرکت کنند. لذا رعایت حال این امانت امری لازم و ضروری است.

در این پیمان، سه وظیفه مهم بر عهده مردان می‌باشد:

1- تأمین مادی: مرد خانواده موظف است در حد معقول و متعارف در تامین نیاز خانواده بکوشد. البته زن نیز باید حافظ زحمات شوهرش بوده وآنها را هدر ندهد.

2- تأمین عاطفی: محبت در میان حیوانات نیز وجود دارد. اما کمال انسان در مهرورزی آنجائی محقق می گردد که؛ در مقابل کسی که به انسان محبت نمیکند و یا انتظار جبران محبت از سوی او نیست، بتواند بی توقع، مهرورزی نماید.

3ـ تأمین معنوی: زن و مرد وظیفه تأمین معنوی خانواده را بر عهده دارند و نباید اجازه دهند شیطان در خانه نفوذ کند.

 

عهد با خدا، مهم ترین عهدها

 

عهدی که میان ما و خداوند منعقد شده، یک پیمان فطری، درونی و غیر قابل انکار است. خداوند موجودات را به گونه ای خلق نموده است که در درون هر کدام از آنها ، قدرت و انگیزه لازم، جهت کسب کمال وجود دارد. همانگونه که در سوره اعلی چهار مرحله خلق موجودات را اینگونه شرح میدهد:

الذی خلق، فسوی والذی قدر، فهدی....

خلق، تسویه، تقدیر و هدایت

همه موجودات پس از طی سه مرحله اول، هدایت می‌شوند. انسان نیز صاحب نیروهایی فطری است که او را به سوی هدف نهائی اش سوق می‌دهند.

خداوند در آیه ۱۲۷سوره اعراف می‌فرماید: من عهدی را در درونتان با شما بسته‌ام که آیا من خدای واحد شما و تنها کسی هستم که می توانم شما را هدایت کنم؟ همه گفتید بلی. این عهد و پیمان، تکوینی و فطری است و نفس انسان بر این مسئله گواهی می دهد، چرا که هر روز بارها این جمله را تکرار میکنیم؛ ایاک نعبد و ایاک نستعین... خداوندا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوئیم. و این یعنی که کسی غیر از او بر هدایت ما توانا نیست .

و باز در سوره یس آیه ی ۶۲ـ۶۰ به این عهد اشاره شده است که؛ ای بنی آدم آیا من از شما عهد نگرفتم که شیطان را عبادت نکنید...       اگر انسان به عهد خود با خداوند پایبند باشد به سایر عهدها نیز پایبند خواهد ماند، درغیر اینصورت به عهدهای دیگر نیز متعهد نخواهد ماند.

 

 

 

 

 

 

 

عقل و لزوم اطاعت از خدا

انسان مانند هر سیستمی در مرحله اوّل به خالق و در مرحله بعد برای هدایت به متخصصی آگاه نیازمند است تا بتواند در پناه حمایتهای او مسیر پرخطر کمال را در نهایت سلامت طی کند.

حجتی برای این سخن نیست که تا انسان دلیل چیزی را نفهمد تن به انجام آن نیز نخواهد داد.از طرفی عقل نیز به ضرورت اطاعت از یک متخصص که بر همه ابعاد وجودی انسان احاطه داشته باشد تاکید می کند.

بنابراین اطاعت از متخصصی که بر مسیر سعادت انسان کاملا واقف است، امری کاملا عقلانی و صحیح می‌باشد. در اینصورت حتی اگر متوجه دلیل یک دستور از جانب آن متخصص نیز نشویم، همین امر که او راهبری کارشناس و آگاه است برای اطاعت ما کافی خواهد بود.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می فرمایند: عاقل ترین شما مطیع ترین شماست. پس می توانیم بگوئیم؛ تمام عقل آنجاست که دل به غیر خدا نداده و از غیر خدا نترسیم.

ایشان در هنگام رحلتشان از دنیا فرمودند: من دو چیز را در میان شما به یادگار می گذارم، کتاب خدا و اهل بیتم را. به یقین می دانیم که اطاعت از این دو مهم، برای رسیدن ما به کمال کافیست.

 

خداوند دو حجت برای انسان ها دارد؛ عقل، که حجتی درونی و انبیاء که حجتهای بیرونی اند. پیامبران، انسانهایی کمال یافته  در عالمند

همان عقلی که می گوید خدا را عبادت کنید می گوید شیطان را عبادت نکنید. شیطان می گوید خدایا روی صراط مستقیم (صراط عقل) می نشینم و از جلو، عقب، راست و چپ به آنها حمله می کنم. نباید به تفکّراتی که ناشی از حملات شیطان است توجه کنیم و آنها را از خود بدانیم.

در سوره ی ناس خداوند به بندگان می فرماید: بگو پناه می برم به مالک، پادشاه و معشوق مردم از شر شیطانی که وسوسه می کند.

برای مقابله با نجواهای شیطان باید به رب، ملک و اله توجه داشته باشیم. در حرکت به سمت ابدیّت جز با یک روح شاد، در محیطی شاد و آرام نمی توان به بهشت رسید. لذا اضطراب و حسادت و...که ناشی از حملات شیطان است را باید از خود دور کنی.

 

ما و وفاداریمان به عهد با خداوند

بزرگترین نشانه رعایت عهد الهی از سوی انسان، عبادت و عبودیّت نسبت به خداوند است که البته امری فطری و عقلانی  بوده و در نهاد همه انسان ها وجود دارد.

نشانه دیگر احترام به این عهد نیز دشمنی با شیطان، عدم اطاعت از او و بی توجهی به پیام هایش می باشد.

در آیه ۶۲ـ۶۰ سوره یس خداوند خطاب به انسانها میفرماید: آیا از شما عهد نگرفتم که فقط مرا عبادت کنید، که شیطان برای شما دشمن آشکار است.در حالیکه شیطان گروه زیادی از شما را فریب داد آیا تعقل نمی کنید؟...

خداوند بارها و بارها ما را به فکر کردن امر نموده اند. در روایات آمده که یک ساعت تفکّر از هفتاد ساعت عبادت بالاتر است. هیچ عبودیتی به عرصه عمل نمیرسد مگر آنکه در پس آن اندیشه ای بلند و تفکری عمیق نهفته است. طبق این آیه مخالفت با شیطان و عبودیت خداوند و درنتیجه وفای به عهدی که با حضرت حق بسته ایم جز با تفکر و تعقلی عمیق امکان پذیر نخواهد بود.

مسیر حرکت ما به سمت آخرت، مسیری کاملاً ریاضی است. باید با اندازه هایی که خدا امر کرده زندگی کرد نه اندازه هایی که شیطان در قالبهای مقدّس و مذهبی به ما القا می دکند. هر چه ریاضیات الهی را بیشتر رعایت کنیم، موفق تر خواهیم بود.

تقوا یعنی هر آنچه خداوند می پسندد، بپسندیم؛ نه هر چه را دل طلب میکند. عبادت نکردن شیطان نیز به این معناست که اندازه ها و ارقام او را نپذیرفته و از محدوده اندازه های الهی خارج نشویم. به عنوان مثال در بیماری وسواس شیطان با تغییر اعداد و ارقام مانع رسیدن انسان به هدف نهایی اش می گردد.

این پیام خداست؛ که ای گناهکاران از رحمت من ناامید نباشید؛ من از تمام گناهان یکجا می گذرم... یادمان باشد از گناهان گذشته مان غمگین نشویم، هنوز فرصت برای وفای به عهد باقیست... و ما هنوز نفس میکشیم، نکند بین ما و خدا فاصله بیفتد، باید با نشاط به بندگی خود ادامه دهیم. ناامیدی از رحمت خدا یعنی عبادت شیطان. او سعی میکند که با

هجوم به افکار انسان، گذشته را چنان گناه آلود جلوه دهد که گویی غیر قابل جبران است. تمام هنرمندی ما اینجاست که بتوانیم بر این افکار غلبه کرده و آنها را کنار بگذاریم. اگر بدانیم  امام زمان چقدر ما را با همه آلودگی مان دوست دارد، هیچ گاه به خود اجازه نمی دهیم که از حرکت باز بایستیم.

انا لله، یعنی ما برای خداییم؛ این که ما یقین داریم متعلّق به خدائیم، بسیار آرامش بخش است. فراموش نکنیم که میزان شادی و آرامش ما در برزخ و بهشت بسته به میزان شادی ما در دنیا دارد. شادی هایی که کانون آن از خداست.

نکته مهم اینجاست که بدانیم شیطان به هیچ تسلطی بر ما ندارد، بلکه  فقط دعوتمان می کند. باید در چنین مواقعی به خدا پناه ببریم که آغوشش امن ترین پناهگاه است.

شیطان در قالب عرفان،مذهب ،معنویت و حیا چیزهای بسیاری را به ما تحمیل کرده است، به حدی که وقتی امام زمان بیاید ما اعتراض می کنیم و می گوییم او دین جدید آورده است، امّا امام زمان ریاضیّاتی را حاکم می کند که ما به آنچه هدف خلقتمان است برسیم.

 

 

عهد با امام ؛ عهد با خدا

معصوم، تجلی تمام نمای خداوند در زمین است و پذیرش ولایت معصومی که از جانب خداوند به مقام امامت رسیده است، در حقیقت میثاق با خدا و عهدی الهی است.

در روایات بسیار آمده که اگر کسی امام زمانش را نشناسد و از دنیا برود، در حالت کفر مرده است.

همه ما نسبت به پدر و مادر، اطرافیان و هموطنانمان قیودی داریم که خود را ملزم به رعایت آنها میدانیم. اما آیا حتی برای یکبار امام زمانمان را جزء قیودی که خدا از ما اخذ کرده به شمار آورده ایم؟ آیا رعایت حق ولایتش برای لحظه ای از ذهنمان گذشته است؟

هرگز فراموش نکنیم که نوع  حیات ابدی ما، بستگی به حضور امام زمان در درونمان دارد. اینکه امام زمان در زندگی و در تصمیم گیری هایمان چقدر تأثیر گذار بوده است. هر چه رفاقتمان با او بیشتر باشد و خودمان را نسبت به رعایت این عهد  مسئول تر بدانیم در دنیا و آخرت شادتر زندگی خواهیم کرد.

حالا این سؤال را از خودمان میپرسیم که از این پس چقدر حاضریم برای امام زمانمان وقت گذاشته و او را یاری کنیم؟ یا برای وفاداری به چنین عهدی چقدر تلاش خواهیم کرد؟

(ان العهد کان عنه مسئولاـ از عهد الهی سوال می کنند ) در قرآن و روایات، امامت عهدی الهی شمرده شده است، و انسانها نمی توانند از آن بی توجه عبور کنند. بی اعتنایی به تنهایی، آوارگی و غربت امام زمان یقینا ما را در پیشگاه خدا مسئول و مورد بازخواست و در نهایت به عذاب اخروی دچار خواهد نمود.

امام باقر (ع) می فرماید: در آیه (امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء.) مضطر، وجود مقدّس امام زمان است. وقت گذاشتن برای امام زمان مستحب نیست بلکه اوجب واجبات است.هیچ یک از مشغله های ما برای عدم توجه به امام زمان پذیرفته نیست، چرا که خداوند بر این عهد الهی بسیار تأکید نموده است. اگر کسی در قیامت بتواند از گذر  وفاداری به این عهد، جان سالم به در برد، احتمال نجاتش بسیار است.

......یادمان باشد که مرگ در چند قدمی ماست. و مهدی تنهاتر و غریبتر از همیشه در انتظار یاری ما... دست کدام یک از ما محکمتر و استوارتر، دستان پسر فاطمه را خواهد فشرد؟ این تمام سعادت دنیا و ابدیت ماست اگر نفسهای مهدی در رگ زندگی ما به جریان افتاده و روحی آسمانی در کالبد تاریک خانه هایمان دمیده شود...

بارالها دستان بی رمق و آلوده ما را به دستان عرشی آخرین باقیمانده ات در زمین برسان و ما را آماده یاری او و وفادار به عهدمان بگردان.

آمین

ت.

......یادمان باشد که مرگ در چند قدمی ماست. و مهدی تنهاتر و غریبتر از همیشه در انتظار یاری ما... دست کدام یک از ما محکمتر و استوارتر، دستان پسر فاطمه را خواهد فشرد؟ این تمام سعادت دنیا و ابدیت ماست اگر نفسهای مهدی در رگ زندگی ما به جریان افتاده و روحی آسمانی در کالبد تاریک خانه هایمان دمیده شود...

بارالها دستان بی رمق و آلوده ما را به دستان عرشی آخرین باقیمانده ات در زمین برسان و ما را آماده یاری او و وفادار به عهدمان بگردان.

آمین