محل کنونی شما: پای درس استاد
 
 
 
 
 
 

پای درس استاد

غم و شادی ، جلسه 19

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

دنیا؛ دارِ غم

همه انسان‌ها، دارای تعلقات حسی، خیالی و وهمی هستند و با توجه به روحِ بی‌نهایت طلبی که در وجودشان هست، نمی‌تواند تعلقاتِ خود را به صورت بی‌نهایت و نامحدود، در دنیای محدود ارضا نمایند. و اینجاست که داستانِ تضادها و تعارض منافع آغاز می‌شود.

تمام تضادها، درگیری‌ها، مشکلات، کمبودها و ... تولیدکنندگان حزن‌ها و غم های انسانند؛ پس می‌توان گفت که دنیا، ذاتاً و اساساً، دار غم بوده و غم جزو لاینفک دنیا می‌باشد.

شاد زیستن، در دارِ غم

در دنیایی که ذاتاً دار غم است، چگونه می‌توان شاد زندگی کرد؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت: فعال بودن و قدرت یافتنِ بخش‌های عقلانی و فوق عقلانی در وجود انسان، ضامنِ آرامش و شادی او در حیات دنیا و آخرت است. لذت‌ها و کامیابی‌های این دو بخش، به قدری آرامش بخش و نشاط انگیزند که نه تنها شکست‌ها و یا کمبودهای بخش‌های پایین‌تر با حضور آنها، آزاردهنده نیستند، بلکه به واسطه نام مبدّل پروردگار و استمداد از آن، می‌توانند بسیار رشددهنده و شادی‌آور نیز باشند. بنابراین آنچه در راستای تبدیل غم‌هابه شادی، حائز اهمیت است آن است که انسان بتواند با استمداد از نام مبدّل خداوند، شرایطِ غیرطبیعی و حزن‌آورِ خویش را به نردبانی برای رشد و شاد زیستن تبدیل کند. البته باید توجه داشت، چنانچه بخش‌های عقلانی و فوق عقلانی در وجود انسان فعال نبوده و به سمتِ قدرت یافتن در حرکت نباشند، نام مبدّل نیز در انسان ظهور نخواهد داشت. در این صورت هجوم مشکلات و غم‌ها، هم دنیای انسان را رنج‌آلود خواهد کرد و هم آخرت او را.

اساساً از نگاه آنان که خوراک‌های عقلانی و فوق عقلانی دریافت کرده و این بخش را در وجودشان فعال و زنده نگه داشته‌اند، تمام غمهایی که بر انسان وارد می‌شوند، چه آن دسته که بر اثر کوتاهی خودِ انسان بوده‌ و چه آنهایی که او در تولیدشان نقش نداشته‌است، کفاره گناهانش بوده و بر زیبایی باطنی او می‌افزاید. همین نگاه، باطن غم‌ها را به شادی تبدیل می‌کند.

غم؛ عامل زیبایی باطن

صبر بر غم‌ها و حزن‌ها، جلوی بسیاری از بدشکلی‌های باطنیِ انسان را خواهد گرفت و هیچ چیزی مانند غم، بر زیبایی باطنِ انسان نخواهد افزود. از نگاهِ اهل آسمان، زیباترین انسان‌ها، کسانی هستند که در دنیا غم‌های بیشتری را متحمل شدند. از همین رو، بالاترین غم‌ها و بلاها در دفتر زندگی انبیاء به چشم می‌خورد؛ امام صادق «علیه السلام» می فرمایند: «إنّ اشدّ النّاس بلاءً الأنبیاء، ثمّ الذی یلونهم الأمثلُ و فالأمثل» بیش از همه مردم، پیامبران الهی گرفتار حوادث سخت می‌شوند، سپس کسانی که پشت سر آنها قرار دارند به تناسب شخصیت و مقامشان.

به همین علت زیباترین انسانها از نظر باطنی انبیاء هستند که البته این زیبایی، در نظام برزخی ظهور خواهد کرد. به روایت زیر دقت کنید: هیچ کس سرمه‌ای مثل سرمه غم به چشمان خود کشیده‌است. طبق این روایت زیباکننده‌ترین ابزار برای باطن انسان، غم می‌باشد.

غصه‌های فوق عقلانی؛ شادمانی‌های ابدی

حضرت علی «علیه السلام»: «من طال حُزنُه علی نفسهِ فی الدنیا، أقرّ الله عینَهُ یوم القیامه و أحلّهُ دارَ المُقامه.»

هر کس غصه‌هایش برای خودش در دنیا زیاد شود، خداوند در روز قیامت او را شاد نموده و در سرای جاودان جای می‌دهد.

برای رسیدن به هدف نهایی خلقت در سیر صعود و تشبّه به الله، «اولین قدم؛ تصمیم برای طی این مسیر» است. آیا ما حقیقتاً اراده کرده‌ایم که در مسیر تشبّه به الله گام برداریم یا نه؟ اساساً بزرگترین دغدغه در این مسیر برای تک تک انسا‌ن‌هایی که قصدِ شدن دارند آن است که آیا من واقعاً در حال حرکت به سوی بهشت هستم؟ یا اینکه انتهای مسیر من به دوزخ می‌‌رسد؟ آیا اگر چند ساعت دیگر به برزخ متولد شوم، لوازمِ لازم برای زیستن در شرایط آخرت را به همراه دارم؟

نکته بسیار مهم اینجاست که اساساً نوعِ غصه‌ها و شادی‌های کسی که به باطن انسانی رسیده‌است، با جنس نگرانی‌ها و شادی‌های دیگران متفاوت است. منظورِ امیرالمؤمنین «علیه السلام» در روایت بالا از واژه حزن، غمها و نگرانی‌های فوق عقلانی است. مهمترین مسئله نگران‌کننده برای یک انسانِ حقیقی، سلامتِ نفس اوست. وقتی کسی، درگیر این نوع از نگرانی‌ها شد، دیگر غصه‌های بخش‌های پایین‌تر، آزارش نمی‌دهد و هرگز با غصه‌هایی از جنس دنیا، به چمبره‌ غم فرو نخواهد رفت. اما برای کسانی که فوق عقل فعالی ندارند، غصه‌ها از جنس چهار قوه پایین است که می‌تواند آنها را به افسردگی، هیجان، اضطراب، پرخاشگری و ... بکشاند.

نکته اساسی اینجاست که همه ما موظفیم از مدت عمر خویش برای ساختن یک روح سالم، استفاده کنیم. درست مانندِ جنینی که بیشتر موادِ جذب شده را صرف اندام‌زایی برای زندگی دنیوی‌اش می‌کند. تنها با رسیدن به یک روح سالم است که به محض خروج از دنیا، آماده یک زندگی شاد در برزخ خواهیم بود.

گذشته‌ها، زیاد مهم نیستند، گاه می‌توان با یک آشتی صادقانه و حرکت صحیح، چندین سالِ گناه آلود را جبران نموده و به نور تبدیل کرد. گاهی نیز، کسانی بعد از سالها عبادت، هنوز در باطن خویش، حیوانی درنده و وحشی دارند.

بسیاری عبادت کنندگان، با عباداتشان، به انسانهای خودشیفته‌ای تبدیل می‌شوند که دیگران را ریز دیده و جرأت بسیاری از هتک حرمت‌ها را به خود خواهند داد.

امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: « المؤمن یصبح حزیناً و یُمسی حزینا و لا یصلحه إلا ذلک»

مؤمن صبح و شب غمگین است، هیچ چیز هم جز همین غم او را اصلاح نمی‌کند.

منظور از این غم‌ها نیز نگرانی‌های تولد سالم است و کسی که به این نوع غمها مبتلا نگردد، به یقین، به سلامت نفس نخواهد رسید.

برای هم آغوشی با خانواده آسمانی‌مان، باید بیاموزیم که گرفتار غمهای فوق عقلانی شویم، چرا که درد خانواده آسمانی، دردی از جنس غصه‌های فوق عقلانی است. انسانی که غیبتِ پدر طردشده و آواره آسمانی‌اش نگرانی اصلیِ اوست، به یقین با غصه‌های دیگر به هراس نمی‌افتد. کسی که تمام روزش را مشغول دویدن برای رسیدن به چادر پدر آسمانی‌اش است، دیگر زمانی برای غصه خوردن در چهار بخش دیگر نخواهد داشت.

نوع غصه‌های هر انسانی، قیمت او را مشخص می‌کند. باید تلاش کنیم، تا جنس غم‌های ما، با جنس غم‌های اشراف عالم یکی شود، در اینصورت جنس شادی‌هایمان هم با شادی‌های آنها برابر خواهد شد. فراموش نکنیم که برای رسیدن به آرامش و شادی، «سطح غم‌هایمان را بالا ببریم.» غصه‌های فوق عقلانی، دنیا و آخرت انسان را به شادی خواهند رساند.

 

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

غم و شادی ، جلسه 18

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

صابرانِ دنیا، پادشاهان آخرت

در مباحث قبل آموختیم که در برخورد با غم‌ها، آنچه حائز اهمیت است استفاده صحیح از آنها در جهت رسیدن به هدف خلقت است. رویارویی با انواع حزن‌ها و تحمل آنها بدون حصول چنین نتیجه‌ای، خسران است. مهارت بازیافت را بیاموزیم! اینکه بتوانیم از آلودگی‌ها و شرایط ناآرام، شرایطی بهشتی و آرام بسازیم. چنین مهارتی است که نام «مبدّل» پروردگار را در ذات انسان تثبیت می‌کند.

یادمان باشد هزینه‌هایی که باید در قبال غم‌ها پرداخت شوند، بسیار گرانند. پس مراقب باشیم که این هزینه‌های سنگین را به عنوان پس اندازهای آخرتی و در جهت شاد بودن زندگی ابدی مان صرف نماییم. با چنین نگاهی دیگر به حزن‌هایمان، به دیده حسرت و تأسف نمی‌نگریم.

در روایات آمده است: انسان‌ها در قیامت کسانی را می‌بینند که در دنیا با آنها و در کنارشان بودند و همدیگر را کاملاً می‌شناختند، اما آنروز درجات آنها آنقدر متعالی است که گویی از آسمان تا زمین میانشان فاصله است. این درجات عالی، به دلیل تحمل مشکلات و حزن‌های دنیایی و برخورد کاملاً آخرتی با آنها بوده‌است. مشکلات مالی، کمبودهای عاطفی، بیماری‌ها، کمبودهای امنیتی و ... همه و همه پس اندازهای آخرتیِ ما هستند.

ساده انگاریست اگر انسان با نگاه حسرت به کسانی بنگرد که از نظر شرایط و امنیت مادی و دنیایی در رفاه به سر می‌برند. هر انسانی، تنها بواسطه استفاده صحیح از شرایط «خودش» می‌تواند به رشد آخرتی برسد و این اقتضای ربوبیت خداوند است. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «کم من حزین وفد به حُزنُهُ علی سرور الابد» چه بسیار افراد اندوهگینی که غمشان آنها را به سوی شادیِ جاودانه می‌برد.

قرآن، باطنِ هر حزن و سختی‌ای را شادی می‌داند؛ «إنّ معَ العُسرِ یسرا»

طبق این آیه، شادی، همراه و ملازمِ هر حزنی است، نه اینکه بعد از هر سختی و حزنی، رفاه و آرامشی وجود دارد. پس می‌توان گفت: ذاتِ حقیقی تمام حزن‌ها، شادی است. انسان عاقل کسی است که خود را موجودی ابدی معنا نموده و به تمام شادی‌ها و غم‌ها، سختی‌ها و گشایش‌ها، داشتن‌ها و نداشتن‌ها و ... با نگاه ابدی بنگرد. بسیاری از اضطراب‌ها، غصه‌ها، عصبانیت‌ها، رنجش‌ها و ... به خاطر عدم چنین نگاهی در انسان است. اگر به این یقین برسیم که تمام آنچه برخلافِ میل ما اتفاق می‌افتند، پس اندازهایی برای ساختن یک زندگی شاد جاودانه هستند، قطعاً آرام‌تر و عاقلانه‌تر با آنها برخورد خواهیم نمود. معصوم«علیه السلام» می‌فرمایند: «ربّ مرحومٍ من بلاء، هو دوائهُ» چه بسیار کسانی که ما به خاطر بلاهایشان، به آنها ترحم می‌کنیم. اما همان بلا، درمان دردهای آنان است.

حزن بیشتر، باطنِ سالم‌تر

این یک قاعده کلی است؛ هر چقدر انسان به خداوند نزدیک‌تر می‌شود، سهمش از حزن‌ها و بلاها نیز بیشتر می‌گردد، چرا که او به سرمایه‌های بالاتری برای آخرت نیاز دارد. اساساً مهندسی عشق و برگزیدن الله، خانواده آسمانی و جهاد به عنوان سه معشوق اصلی، حزن‌هایی را به دنبال دارد. در هنگام چنین انتخابی، باید حس‌ها، خیالات، وهم‌ها و ... محدود شوند، دیگر نمی‌توان هر چیزی را خورد، هر چیزی را دید، هر چیزی را شنید و ... و باید همه محدودیت‌ها را در جهت رشد تحمل نمود.

امام سجاد «علیه السلام» می‌فرمایند: «انّ الله یحبّ کلّ قلب حزین» خداوند هر قلب اندوهگینی را دوست دارد. چرا که اندوهها کفاره گناهان و سببِ پاکی قلب می‌باشند.

حضرت داود علیه السلام به خداوند عرض می‌کنند: خدایا امر کردی که من صورت و بدن و پاهایم را با آب پاک کنم، اما دلم را با چه پاک کنم. خداوند فرمودند: با هموم و غموم (همّ‌هایی که برای گذراندن دوره‌های مختلف زندگی با آنها روبرو می‌‌شویم و غم‌هایی که بر ما وارد می‌شوند.)

امام صادق «علیه السلام»: خداوند به حضرت عیسی فرمود: چشمهایت را با میلِ حُزن سرمه بزن، موقعی که افرادی که اهل بطالتند، به شادی مشغولند.

سرمه، هم برای سلامتی چشم مؤثر است و هم چشم را زیبا می‌کند. اساساً نقش حزن‌ها نیز سالم نگه داشتن باطنِ انسانی و زیباتر نمودن آن در هنگام تولد به برزخ هستند. البته طبق سفارش خداوند به حضرت عیسی می‌توان گفت: هنر واقعی آن است که درست در زمانی که اهل غفلت، مشغول شادی‌های دنیا و هدر دادن عمرشان هستند، انسان از حزن‌هایش در جهت آخرت سازی استفاده کند. چنین انسان‌هایی روح جهاد خود را حفظ کرده و برای رسیدن به هدف نهایی خلقت، برای تمام زمان‌‌هایشان برنامه‌ریزی و همت جدی دارند. مقام «عند ربهم یرزقون» شهداء دقیقاً در اثر همین تلاش بوجود آمده.

فقیران و ثروتمندان آخرت

کسانی که میلِ بسیاری برای رشد و تقرب به خداوند دارند، نقش حزن‌ها و سختی‌ها را در این رشد، خوب می‌شناسند و با آغوش باز از آنها استقبال می‌کنند. اینان برای کسبِ درجاتِ عالی آخرتی، هزینه‌های سنگینی را پرداخت می‌کنند و به همین علت، ثروتمندان آخرتند. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «الغنی و الفقر بعد العرض علی الله» بعد از اینکه انسانها بر الله عرضه می‌شوند، معلوم می‌گردد چه کسی فقیر است و چه کسی غنی. کسانی که می‌خواهند از فقر آخرتی نجات یابند باید بتوانند از هموم و غموم خود، پس انداز نموده و خود را به غنا برسانند.

لذتِ اضافه ممنوع

لذت‌های اضافه، حتی لذت‌های حلالِ اضافه، حرکت انسان را به سمت ابدیت، دچار مشکل کرده و زندگی سالمِ او را نابود می‌کنند. افزایش سطح لذات دنیا، از سهم لذات آخرتشان کم می‌کند. باید سهم لذات اضافی حلالمان را به دیگران ببخشیم و برای آخرتمان پس انداز و سرمایه‌گذاری کنیم. چرا که تمام آنچه در زندگی، ما را به تنِش و تکان وا می‌دارند، می‌توانند نردبان‌های ما برای رشد باشند. تلاش کنیم تا از این نردبان‌ها بالا رفته و بهترین باشیم.

 

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

غم و شادی ، جلسه 17

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

غم‌های خوب

نگاه اسلام به بسیاری از غم‌ها، نگاهی سازنده و رشد دهنده‌است، به گونه‌ای که نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» در روایت زیر می‌فرمایند: «ما عُبِدَ الله عزوجل، علی مثل طول الحزن» خداوند به چیزی مثل طولانی شدن غم‌ها، عبادت نشده است.

در مباحث قبل آموختیم که حزن‌ها یا بر ما وارد می‌شوند که ما در انتخاب آنها نقشی نداریم، و یا اینکه خودمان، دست به انتخابِ آنها می‌زنیم. اما به هر صورت، هر دو گروه از حُزن‌ها می‌توانند سازنده بوده و موجبات رشد انسان را فراهم آوردند. البته مسئله مهم اینجاست که ما بتوانیم از این غم‌ها به عنوان ابزارهایی قدرتمند و بال‌هایی گسترده برای تشبه به پروردگار و دریافت اسماء او استفاده کنیم. حال آنکه غالب مردم، علیرغم اینکه حُزن‌ها را تحمل کرده و به آنها تن می‌دهند، راهِ استفاده صحیح از آنها را در جهت کسب کمالات انسانی، بلد نیستند.

دنیا؛ باشگاهِ انسان سازی

زندگی در دنیا و در قلب این بدن‌های زمینی، نیازمندِ کسب یک سری کمالات در بخش‌های حسی، گیاهی، حیوانی و عقلی است؛ که البته تمام کمالاتِ این چهار بخش، مقدمه‌ها و ابزارهایی برای تغذیه و رشد بخش فوق عقلانی انسان بوده و بدون تحقق این هدف، اساساً ارزش و اعتباری نخواهند داشت. چنین نگاهی، به کمالات دنیایی، نه تنها دارایی‌های این چهاربخش را به استخدام بخش فوق عقلانی در می‌آورد، بلکه از تمام کمبودها، مشکلات و غم‌های آنها نیز برای رشد و تعالیِ این بخش و دریافت اسماءالله استفاده می‌کند. بنابراین تمام مشکلات از آن جهت که راهی برای رشد و تقرب انسان به آغوش پروردگارند، زیبا و قابل تحمل بوده و به منزله باشگاههای قدرتمندی برای پرورش انسان کامل می‌باشند.

اساساً اعتبار باشگاههای ورزشی به تمرین‌های منظم و سختی است که به پرورش ورزشکاران موفق و بنام می‌انجامد. تمرین‌های باشگاههایِ تمرینیِ انسان سازی نیز، هر چقدر جدی‌تر، منظم‌تر و سنگین‌تر باشند، محصولاتِ بهتری را تولید کرده و مقامات بلندتری را برای انسان رقم خواهند زد، به شرط آنکه راهِ استفاده از آنها را آموخته باشیم.

ما خلق شده‌ایم، تا بالاترین درجه نظام خلقت را کسب کرده و بعد از خداوند، نفر دوم عالم خلقت و تجلی کامل او باشیم. آیا می‌توانیم بدون هیچ محیطِ تمرینی و بدون هیچ مربی و استادی، به چنین مقامی دست پیدا کنیم. با 17 رکعت نماز واجبِ روزانه و چند سفر زیارتی و چند ختم قرآن، هیچ کسی شبیه الله نخواهد شد. برای این منظور، باید وارد باشگاهِ دنیا شد و تحت نظر مربیانِ کار آزموده و با تمرین‌های جدی و منظم و مراقبت‌های بسیار، تا مقام خلیفه اللهی پیش رفت.

بنابراین باید بیاموزیم که هم از غم‌هایی که بر ما وارد می شوند به عنوان میادین تمرینی برای دریافت اسماءالله (شکور، صبور، حلیم و ...) استفاده کنیم و هم از غم‌هایی که خودمان آنها را انتخاب نموده‌ایم (حزن‌های مقام مادری، مشکلات همسر بودن، سختی‌های شغلِ انتخابیِ ما و ...) برای رشد و رسیدن به مقام انسان کامل بهره ببریم.

مهندسی معشوق‌ها؛ اولین قدم و شرط ورود به باشگاه انسان سازی

لازمه ثبت نام در باشگاه دنیا برای تکامل بخش انسانی، مهندسیِ معشوق‌هاست. قرآن، همین اولین قدم را در آیه 24 سوره توبه بسیار صریح بیان نموده و تنها یک راه را پیش پای ما قرار می‌دهد، اینکه محبوب‌های اول قلب ما، الله، رسول و جهاد در راه خدا باشند، شرط اصلی قدم نهادن در باشگاهِ انسان ساز دنیاست. پس براحتی می‌توان ادعا کرد اگر کسی در مهندسی عشق، موفق نباشد، قطعاً در دریافت اسماءالله و کسب کمالاتِ انسانی با شکست روبرو خواهد شد.

مهندسی عشق به معنای استخدام تمام معشوق ‌ها در خدمت سه معشوق اصلی است. اینکه بتوانیم از میان تمام محبوب‌هایمان، این سه محبوب را انتخاب کنیم. مهندسی عشق و گاهی گذشتن از بسیاری از محبوب‌های دیگر برای رسیدن به سه محبوب حقیقی حزن‌ها و سختی‌های بسیاری را به همراه دارد. کسانی که در شب عاشورا از چادر امام حسین، بیرون رفتند، معشوق‌های بالاتری از سه معشوق اصلی در بیرون از چادر داشتند. اما کسانی که ماندند، قطعاً نمودار صحیحی از معشوق‌هایشان در دل ترسیم کرده‌بودند که سه معشوق اولشان، خدا،‌ رسول و جهاد بود. گذشتن از عزیزترین‌ها، حزن‌انگیز است، اما همین حزن‌ها،  از دیدگاه پیامبر بالاترینِ عبادت‌هاست؛ کسی خداوند را به چیزی مثل حزن‌های طولانی عبادت نکرده است...

به آیه ده و یازده سوره صف توجه فرمایید؛

«یا ایّها الذین آمنوا، هل اَدُلُّکم علی تجاره تنجیکم مِن عذابٍ ألیم؟»

ای اهل ایمان، آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک آخرت نجات بخشد، دلالت کنم؟

«تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله و بأموالکم و أنفسکم، ذلکم خیر لّکم إن کنتم تعلمون»

به خدا و رسول ایمان بیاورید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید، این کار (از هر تجارت) اگر دانا باشید برای شما بهتر است.

و اما یک سؤال؛

جهاد در راه خدا،‌ یاری دین و رسیدن به حکومتِ جهانیِ اسلامی کجایِ سبک زندگی ما قرار دارد؟ آیا ما برای تجارتی که قرآن آن را راه رهایی از آتش جهنم می‌داند، سرمایه گذاری کرده ایم؟ آیا مهندسیِ معشوق‌های ما، ما را به چادر امام زمانمان رسانده و یا چونان بعضی از اصحاب حسین(علیه السلام)، در بیرون از چادر او، معشوق‌های بالاتری داریم؟

آیا انتخاب‌ها و ارتباطاتِ ما در جهتِ تحقق اهدافِ خداوند و رسول الله و تشکیل امت واحد اسلامی است یا در خلاف جهتِ‌آن؟ آیا برای ظهور یگانه پرچم‌دارِ اسلام، تن به جهاد داده‌ایم؟ آیا برای پایان بخشیدن به آوارگی و طردشدگی و غیبتِ کشنده او، حتی یکبار نقشه‌ای طرح کرده‌ایم؟ ... براستی، مهندسیِ عشق ما چقدر صحیح بوده است؟ آیا اصلاً توانسته‌ایم تاکنون در باشگاهِ انسان سازیِ دنیا ثبت‌نام کنیم؟ ...

حزن‌های طولانی؛ پرواز‌های بلندِ آسمانی

باید به این مهارت برسیم که با حفظ مهندسیِ صحیح معشوق‌ها، بتوانیم از حزن‌ها برای افزایش سرعت‌مان در مسیرِ انسانی استفاده کنیم. انسان زیرک از تمام فرصت‌های زندگی‌اش برای سرعت گرفتن استفاده می‌کند. گاهی فرو خوردنِ یک خشم، انسان را به اندازه چند سال عبادت، بزرگ می‌کند. تحمل مصائب و غم‌هایی که در زندگی همه ما وجود دارد بستر دریافت اسماء الله را برایمان مهیا می‌کند. تربیت فرزند با همه مشکلات و سختی‌ها و حزن‌هایش، اسم رب خداوند را در پدر و مادر به فعلیت می‌رساند. اما آنچه مهم است، نوع نگاهِ ما به مشکلات و نحوه استفاده از آنهاست که ما را به رشد می‌رساند. در نگاهِ انسانی، باطنِ حقیقی تمام حزن ها، شادی است و تا زمانی که این حزن‌ها ادامه دارند، درِ نعمت‌های حقیقی به روی انسان باز است و اثرات صعودی و رشد دهندگی آنها بارز و قابل ادراک می‌باشد.

به محض برطرف شدن حزن‌ها و مصیبت‌ها، سرعت انسان نیز کاهش خواهد یافت. حالا معنای روایتِ پیامبر را بهتر درک می‌کنیم که چرا حزن‌های طولانی بالاترین عبادت‌ها هستند... حزن‌های طولانی، بال‌هایی برای پروانه‌های سریع و کفاره‌هایی برای گناهان بزرگ می‌باشند.

 

 

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

غم و شادی ، جلسه 16

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

واقع بینی در برخورد با غمها

تمام انسان‌ها، از آن جهت که حامل روح خداوند هستند، ذاتاً عاشق شادی مداوم می‌باشند. می‌دانیم که یکی از اسماء خداوند مرتاح (شاد) است و هر چه انسان به ذات پروردگار نزدیک‌تر شده و مقرب‌تر می‌گردد، به سطح بالاتری از شادی دست می‌یابد. البته این جمله به معنای دور ماندن از سختی‌ها نیست، بلکه به این معناست که مصائب و مشکلات، تأثیر زیادی در تولید غم‌ها و حذفِ آرامش و شادی‌های او ندارند. اساساً تحت فشار قرار گرفتن توسط سختی‌ها و فقدان‌های دنیوی، از ویژگی‌های انسان‌های ضعیف است؛

نزدیک شدن انسان به خداوند سبب می‌شود تمام آنچه که دیگران را به اضطراب می‌اندازد، برای او شادی آفرین باشد. او که معنای عشق حقیقی را درک نموده است. به خوبی می‌داند که همه چیز از سوی خداوند (عشق حقیقی او)، چه گرفتن‌ها و ندادن‌ها و چه بخشیدن‌ها و عطا کردن‌ها، همه و همه باطنی جز یک عاشقیِ واقعی ندارد. او تمام مسائل و مشکلاتِ دنیا را، فقط «وسیله‌ای» برای کاهش حجم بخش طبیعی و افزایش رشد بخش فطری و بهائی برای سعادت، سلامت، شادی و آرامش ابدی‌اش می‌داند که باید این بها را در همین دنیا پرداخت کند.

به عنوان مثال، به انفاق در راه خدا توجه کنید. انفاق، کم کردن از حجم طبیعت است که کمترین آثارش نیز، سه اثر زیر می‌باشد؛

1- گناهان انسان آمرزیده می‌شود 2- به سعادت های ابدی نائل می شود 3- مالِ انفاق شده‌اش، چندین برابر به او باز می‌گردد.

نکته مهم در لحظه انفاق آن است، که با «ترس» ابتدای آن، که ناشی از کم شدن حجم طبیعت است مقابله کنیم. ترسیدن، ناشی از عدم اطمینان ما به الله است. انفاق تنها مربوط به بخش مادی نیست، بلکه در همه 5 قوه وجودی انسان، می توان به انفاق موفق شد. اما فراموش نکنیم که هر چه سطح خروجی‌های انسان بیشتر باشد، سطح دریافت‌ها و ورودی‌هایش نیز بیشتر می‌شود.

سختی‌های دنیا، بستری برای رشد انسانی و شادی ابدی

باید به این باور قلبی برسیم که شادی حقیقی، مخصوص این دنیا نیست و نباید در زندگی دنیوی به دنبال یک شادی مداوم باشیم. رسیدن به شادی حقیقی و ابدی، نیازمند تحصیل شرایط و تجهیزاتی است که زندگی در شرایط آخرتی را برای ما شادی آور و لذت بخش نماید. کسب این ابزار آخرتی، جز در باشگاهِ تمرینی دنیا و در بطن زندگی خانوادگی و اجتماعی ممکن نیست.

هر کدام از مسائل و مشکلات دنیا، و نیز تمام تکالیف و دستورات دینی که انجامشان تن دادن به قوانینی را می‌طلبد، تنها جهت آماده سازی ما برای رسیدن به آرامش حقیقی و مداومِ ابدی طراحی شده‌اند. سرباز زدن از دستورات دین و یا زیر بار مسئولیت‌ها و سختی‌های زندگی و مقامات دنیوی نرفتن، مانع از رشد صحیح بخش انسانی و تشبه انسان به الله می‌شود.

زندگی مشترک، پیوند دو انسان با شرایط کاملاً متفاوت است تا هر کدام از زوجین، از میان تمام ارتباطات و موضوعات مشترک زندگی‌شان و مسائل مربوط به تربیت فرزندان‌شان، روز به روز برای شرایط زیستی آخرت آماده‌تر‌ گردند.

آنها موظفند با دست برداشتن از تنبلی‌ها و آموختن نحوه صحیح برقراری ارتباط با همسر و فرزندان‌شان و عمل کردن به تکالیفِ خود، تمام اعضای خانواده خویش را برای یک شادی ابدی آماده کنند.

پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: « ما مِن دارٍ فیها فرحتهٌ إلاّ یتبعُها طرحتهٌ»

هیچ خانه‌ای نیست که در آن شادی باشد، مگر آنکه بعد از آن یک اندوهی هم می‌آید.

تمام شادی‌های دنیا، با اندوه‌ها و غمهایی همراه است که تمام این اندوه‌ها و غم‌ها، «پله‌های نردبان رشد انسانی» ما هستند. بنابراین، فرارکردن از سختی‌ها، تضادها و مشکلاتی که ملازم و همراه شادی‌های دنیایی هستند، در حقیقت فرار کردن از مقامات والای انسانی و تشبه به الله است.

ازدواج و تشکیل کانون خانواده، اولین و بزرگترین باشگاهِ تمرینِ انسان سازی است و عدم پذیرش مسئولیت‌ها و سختی‌های ازدواج، مخصوص انسانهای تنبل و کسل است که اساساً برنامه‌ای برای تشبه به خداوند و رسیدن به شادی ابدی ندارند.

بعضی از انسان‌ها به سبب «ترس از رویارویی با سختی‌ها» خود را از درک شادی‌های ملازم آن مشکلات، محروم می‌کنند. به عنوان مثال کسانی که به دلیل ترس از مشکلاتِ بچه‌داری و تربیت فرزند، از تن دادن به آن سرباز می‌زنند، در واقع خود را از لذتِ بزرگ پدر شدن و مادر شدن محروم کرده‌اند، این در حالی است که فرزندان ما، نردبان‌های قدرتمند و بلندی برای تقرب ما به خداوند و رسیدن به شادی حقیقی‌اند.

افزایش آمار طلاق و کاهش رشد ازدواج، نشان دهنده همین عدم پذیرفتن مسئولیت‌ها و دور ماندن از شادی و لذت‌هایی است که البته در هاله‌ای از سختی‌ها بر انسان عَرضه می‌شوند و بسترهای آماده سازی ما برای استفاده از شادی‌های آخرتی هستند. سبک غلط زندگی ما و جانشین شدن الگوهای غیر فطری، سبب شده که استحکام خانواده‌ها از بین رفته و رشدهایی که باید در بستر خانواده اتفاق بیفتد، دیگر حاصل نشود.

کنار آمدن با شرایط سخت و مدارا کردن با اطرافیان و تحمل خُلق‌های بد اعضای خانواده، آرام، آرام انسان را رشد داده و آماده لذت بردن از شادی‌های ابدی می‌نماید.

این قانونِ طبیعت است که تمام سختی‌ها و آسانی‌ها و تمام غم‌ها و شادی‌ها، همراه و ملازم یکدیگرند و خواستن هر کدام به منزله پذیرفتن دیگری است؛ «إنّ مع العسر، یسراً» (انشراح/6)

نمی‌توان لذت مادر شدن را طلبید، اما سختی‌های آن را نپذیرفت. نمی‌توان، مقام همسری را خواست، اما مشقّاتِ خانه‌داری و همسرداری را تحمل نکرد.

باید کودکانمان را با سختی‌ها و مصائب زندگی آشنا کنیم. با واگذار کردن مسئولیت‌هایی در حد توان آنها، کمک شان می‌کنیم تا بیاموزند که در سایه تحمل سختی‌ها، آرام آرام بزرگ شده و به این باور قلبی برسند که بدون تحمل سختی به هیچ مقامی نخواهند رسید، نابرده رنج، گنج میسر نمی شود ... .

رو به راه بودن همه شرایط زندگی، کودکان ما را بی تحمل بار آورده و قطعاً خطرات بزرگی را در زندگی مشترک آینده‌شان بوجود خواهد آورد. در اینصورت به هنگام رویارویی با مشکلات، طاقت از کف داده و خود را خواهند باخت. بالا رفتن آمار طلاق، نشان دهنده عدم تربیت صحیح در سبک‌های غلط زندگی امروز است.

انسان‌های زیرک برای تشبه به الله بدنبال محیط‌های تمرینی بزرگ و قدرتمند می‌گردند. در حالی که انسانهای ضعیف و کوچک به دنبال محیط‌های بی دردسر و بی مشکل هستند.

نگاه انسان‌های زیرک به وجودشان، به بلندای ابدیت است، بنابراین تلاش و قدرت خطر کردنشان نیز به همان میزان، وسیع است. خواستن بهشت و آرزوی هم آغوشی با خدا، عزمی بزرگ می‌طلبد. همین عزم بزرگ است که تحمل مصائب عظیم کربلا را در نگاه زینب «سلام الله علیها» به نظاره زیبایی‌ها بَدَل می‌کند.

عاشورا، روز قربانی سرمایه‌ها به پای خداست، فقط برای کسانیکه امتداد نگاهها و آرزوهایشان به الله است. همین نگاه، ترس از تحمل سختی‌ها و از دست دادن‌ها را از وجودشان حذف نموده و آن مصائب را به نردبانی برای در آغوش کشیدن خدا تبدیل نمود.

یاران مهدی، شجاعان حقیقی

کسانی که آرزوی مقامات بلند در دولت کریمه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را دارند، باید روح خطر کردن و حمله به درون مشکلات را داشته باشند.

انسانی که عاشق است، خود را به در و دیوار می‌زند تا معشوق، او را ببیند. از نداشتن‌ها نباید بهراسید. دولت‌مردان امام زمان، چونان اصحاب کربلا، به دل دشمن هجوم برده و با تمام قوای عاشقانه خود، برای تحقق اهداف مولایشان تمام سرمایه‌هایشان را قربانی می‌کنند. چقدر سختی‌های راهِ حمایت از امام زمانمان، ما را به اضطراب و خستگی می‌اندازد؟؟

کمی جدی‌تر فکر کنیم!...

 

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

غم و شادی ، جلسه 15

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

غمهای بی علت

در جلسات قبل آموختیم که اتحاد روحی ما با معصومین، سبب می شود غم و شادی آنها که اصل و ریشه‌های حقیقی وجود ما هستند. در ما تولید غم و شادی نماید.

از سویی همین رابطه وجودی ما با اهل بیت، دوری از آنها را به عنوان دوری از اصل و حقیقتمان، به پدیده‌ای غم بار تبدیل نموده است که در ضمیر ما، یک حزنِ همیشگی بوجود آورده‌است. درست مثل کودکی که بدون پدر و مادرش به مسافرت رفته و یا همه خوشی‌های سفر، یک حزن زمینه‌ای (ناآرامی پنهان) را به سبب دوری از والدینش در درون خود احساس می‌کند.

غمِ زمینه‌ای همه ما، بخصوص غمِ عصرهای جمعه، به علت فقدان خانواده آسمانی در کنار ماست. اساساً نبودن یک راهبرِ متخصص، غم بسیار بزرگی است که همه بدبختی‌های بشر، از همین کمبود اساسی سرچشمه گرفته‌است. اما چون جامعه جهانی بیشتر از هزارسال است که به نبودن معصوم عادت نموده‌است، غصه‌ها، اضطراب‌ها، هیجانات، درگیری‌ها، جنگها و ... را یک امر طبیعی می‌پندارد. هماهنگ نبودن انسانها با نظام عالم به علت عدم آگاهی و نداشتن متخصص معصوم، جهان را به دنیایی نابسامان و خشن تبدیل نموده است که در آن هیچ انتظاری برای درک آرامش و شادی حقیقی توسط مردم وجود ندارد. می‌توان گفت: دنیا در تأمین خوراک‌های فطری بشر مانند رحمت، رأفت، گذشت، آرامش، شادی و ... به قحطی رسیده‌است. البته در همین دنیای قحطی زده، اقلیت‌هایی هستن که به آرامش و شادی حقیقی دست یافته‌اند و در سایه وصولشان با اهل بیت و قرار گرفتن در کنار خانواده آسمانی، خوشبختی و سعادت واقعی را ادراک نموده‌اند.

حال که این گروه به لطف خدا از عالی‌ترین روزی‌های خداوند یعنی همان روزی‌های فوق‌عقلانی برخوردارند، موظفند تا از این روزی به دیگران انفاق نموده و تمام مردم جهان را با منبع شادی و آرامش حقیقی آشنا کرده و دستشان را در دست متخصصِ معصوم قرار دهند. چرا که فرهنگ اهل بیت، عالی‌ترین و مترقی‌ترین فرهنگی است که می‌تواند انسان را به خوشبختی واقعی برساند.

آثار انفاق

گفتیم: انفاق، تنها مادیات را در بر نمی‌گیرد، بلکه تمام ثروت‌های انسان در 5 قوه وجودی‌اش قابل انفاق می‌باشند.

انسان‌ها در صراط می‌آموزند که مانند الله، اهل روزی دادن باشند، و از همین طُرُق است که قدم به قدم به رب خویش شبیه‌تر می‌شوند.

در هر بخشی از قوای وجودی که انسان، صاحب ثروتی است، باید از خود خروجی داشته‌باشد، عدم خروجی از بخش‌هایی که غنی‌ترند، در روند رشد انسان وقفه (سکته) ایجاد خواهدکرد. اما افزایش خروجی‌ها، ورودی‌ها را نیز بیشتر نموده و دریافت انسان از الله را بیشتر خواهدکرد. در این نوع سبک زندگی است که انسان آرام آرام بزرگ و بزرگتر شده و تخلقش به اخلاق الله بیشتر می‌شود.

انسان‌های حسود و خودخواه که از خروجی‌ها ترس داشته و به دیگران بخل می‌ورزند، در حقیقت، آن خروجیِ دریغ نموده را از خودشان دریغ می‌کنند، نه از دیگران. چرا که با این عمل، راه ورودی‌های بعدی را به روی خویش می‌بندند. این دسته از انسان‌ها خیلی زود در روند تکاملی‌شان دچار وقفه (سکته) شده و به مرگ روحانی می‌رسند.

باید باور کنیم و به یقین برسیم که همه ما نفخه خداییم؛ یک حقیقت در قالب‌های گوناگون، و هر چه با دیگران انجام می‌دهیم، در واقع با خودمان انجام داده‌ایم. رعایت حقوق دیگران، یعنی رعایت حقوق خودمان. انفاق به دیگران، یعنی انفاق در حق خودمان.

در قیامت انسان‌ها به میزان خروجی‌شان به خداوند نزدیکترند، هر چه انفاق‌ها بیشتر و گستره آن‌ها وسیع‌تر باشد، تقرب انسان به پروردگارش بیشتر خواهد بود.

انسانی که در سعادت میلیونها انسان دیگر نقش داشته است، قطعاً در نامه اعمالش، خیر هدایتِ تمام آنها را خواهید دید.

کسی که در دنیا شفاعت‌های بسیاری نموده است (مادی و معنوی)، در قیامت نیز، صاحبِ مقام شفاعت خواهد بود.

زیباترین زندگی آن است که انسان‌های بیشتری در آن سهم داشته و از آن خیر ببینند.

 

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

صفحه 1 از 107