محل کنونی شما: پای درس استاد
 
 
 
 
 
 

پای درس استاد

خانواده آسمانی،جلسه 302 ، 93/06/06

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

 

احساس نا امنی از انسان‌ها در آینده

امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: هرگز با کسی دشمنی نکن، هرچند گمان بری که به تو زیانی نمی‌رساند؛ و به دوستی با هیچ‌کس بی‌رغبتی نکن، زیرا نمی‌دانی که چه وقت به دوستی او محتاج می‌شوی و نمی‌دانی کِی از دشمنت ترسان می‌گردی. گاهاً دیده می‌شود که انسان‌های خودبرتربین، گروهی را ریز دیده و گمان زیان از سوی آنها نمی‌برند. به همین سبب به‌راحتی آنان را تحقیر نموده و به توهین و پرخاشگری می‌پردازند. چه بسا بعد از چنین دشمنی‌هایی چنان ضربه‌های عظیمی بر آنان وارد می‌گردد که حتی تصور آن نیز بر انسان ناممکن به نظر می‌رسید. از سویی ممکن است همین انسان‌هایی که روزی تحقیر شده‌‌اند، زمانی به مقامات برجسته‌ای برسند که توان آسیب رساندن به آنان را بیابند.

از طرفی بی‌رغبتی نسبت به دوستی انسان‌ها، کاری ناپسند و غیرعقلانی است. البته اگر در رفاقت و رفت و آمد با کسی، احتمال معصیت وجود دارد، باید علیرغم آن‌که محبتمان را به این دسته از افراد نشان داده و خیرخواهی خود را به آنان ثابت می‌کنیم، از حضور در جمع‌ها و مهمانی‌هایی که به معصیت آلوده‌اند، خودداری نماییم.

این قانون اساسی زندگی ما را، باید تمام انسان‌های پیرامونمان بدانند؛ خشنودی خداوند و رضایت خانواده آسمانی ما در نزدمان بسیار مهم‌تر و ارزشمندتر از خشنودی اطرافیان و عزیزان ما در زمین است و اگر در مواردی مجبور به انتخاب یکی از آنها باشیم؛ با رعایت احترام و مهرورزی به دیگران، رضایت خداوند و خانواده آسمانی‌مان را برمی‌گزینیم.

 

دفاع خداوند از مؤمنان

امام جواد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: با هیچ‌کس دشمنی نکن، تا آن‌گاه که بدانی رابطه او با خدای متعال چگونه است. اگر او انسان خوبی است، خداوند او را تسلیم تو نمی‌کند، و اگر بدکار باشد، همین شناخت تو از او، تو را کفایت می‌کند.

قبل از درگیر شدن با هر کسی، ابتدا باید ارزیابی‌اش نموده و رابطه‌اش را با خداوند محک بزنیم. اگر رابطه گرم و خوبی با خداوند دارد، قطعاً خداوند از او دفاع خواهد نمود، زیرا او تکیه‌گاهی به قدرت غیب دارد.

اما اگر انسان خوبی نیست، همین جهنمی که در آن غوطه‌ور است، جزای نفس اوست و او اساساً ارزش دشمنی کردن ندارد.

 

دشمنی‌ها و ضعف پایه‌های دین در انسان

امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «لا یغاصم إلا شاکٍّ فی دینه، ‌اَو من لا ورع کنه»؛ روحیه دشمنی ندارد مگر کسی که یا در دینش شک دارد و یا از خداوند نمی‌ترسد.

این فرمول امام صادق «علیه‌السلام»،‌ فرمولی بسیار اساسی و مؤثر است که فهم عمیق آن، ریشه تمام تندی‌ها و تیزی‌ها را در درون انسان خواهد خشکاند.

امام صادق «علیه‌السلام» ریشه خصومت را در 2 چیز می‌داند:

1- شک در دین و عدم پذیرش قلبی آن با اعتقادی راسخ

2- عدم تجهیز انسان به سلاح ورع (ترس و حیا از خداوند)

مشاجره، تخاصم، قیل و قال، مراء و ... رفتارهایی هستند که از این دو دسته از افراد صادر می‌شود.

حال به روایتی از امیرالمؤمنین «علیهم‌السلام» توجه کنید:

از مشاجره‌ها بپرهیزید که شک و تردید به بار آورند و عمل را بی‌اجر نمایند.

قرار دادن این دو روایت، انسان را به نتیجه‌ای حیرت‌آور می‌رساند:

ضعف اعتقادات دینی (شک در دین)، سبب تولید مشاجرات و دشمنی‌ها می‌گردد و بالعکس، مشاجرات و دشمنی‌‌ها، سبب بروز شک و تردید در دین شده و انسان را سست و ضعیف می‌نمایند.

فراموش نکنیم که حتی برای امر به معروف و نهی از منکر که یک واجب الهی است نباید تندی به خرج داده و یا به قیل و قال و مشاجره تن داد. حتی در جایی که انسان احتمال اثر در طرف مقابل نمی‌بیند، نباید به این واجب الهی عمل نماید، زیرا نتیجه‌ای عکس خواهد داد.

هر مشاجره، سبب از بین رفتن اثرات اعمال خیر در نفس شده و اجر آنها را ضایع می‌کند. گاه انسان با یک مشاجره، یک دریا جهنمِ خاموش شده را دوباره برای خود روشن می‌کند. (در جلسه بعد در این خصوص مفصل بحث خواهیم نمود.)

 

ریخته شدن آبروی انسان

حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: مشاجره، نادانی انسان را آشکار می‌کند و چیزی بر حق او نمی‌افزاید.

آموختیم که دشمنی ‌با مردم رأس تمام جهل‌هاست و مشاجره این جهل بزرگ را برای دیگران آشکار می‌سازد. مشاجره علاوه بر این آبروریزی، هیچ فایده‌ای برای انسان نداشته و هیچ حقی را برای او زنده نمی‌کند، بلکه تنها محصول آن، ایجاد نفرت و جهنم است.

باید این توهم شیطانی را از ذهن خود بیرون کنیم زیرا با تندی و خشونت حقی زنده نخواهد شد.

 

والحمدلله رب العالمین

خانواده آسمانی،جلسه 301 ، 93/06/06

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آثار دشمنی‌ها و مشاجرات

سردی روابط عاطفی و تولید نفرت

امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «من زرع العداوه، حصد ما بذر»؛ هرکس دشمنی بکارد، همان را که کاشته درو می‌کند. این قانون کلی را هرگز از خاطر نبریم؛ انسان همان چیزی را درو می‌کند که کاشته است. از نگاه اهل بیت «علیهم‌السلام»، بگومگو و مشاجره به قدری زشت است که چنین افرادی را از شفاعت خود محروم می‌دارند. چرا که آثار مراء بر قلب آن‌قدر مهلک است که توان طیّ مدارج کمال را از آن سلب می‌نماید.

اهل مراء و تخاصم، بعد از تولد به برزخ، عذاب‌های هولناکی را تا روز قیامت تجربه می‌کنند و در روز قیامت که تمام شیعیان چشم امید به شفاعت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» دوخته‌اند، از چنین امتیازی نیز محروم می‌مانند. بنابراین می‌توان گفت که روحیه مراء و خصومت سبب محرومیت انسان از نگاه خداوند و خانواده آسمانی‌اش می‌گردد.

وقتی دو نفر با هم به مشاجره می‌پردازند، این مشاجره، قطعا در روابط عاطفی آنها تأثیر گذاشته و محبت میان آنها را به سمت سردی و سستی سوق می‌دهد، از همین رو به کسانی که مایلند روابط گرم و عمیق خود را با همسر، فرزند، والدین، و افراد دیگر حفظ کنند توصیه می‌کنیم که کاملا هوشیارانه از روابط خود مراقبت نموده و آن را از قیل و قال، بحث، مشاجره و خصومت در امان بدارند.

یک پدر و مادر آگاه، یک فرزند مؤمن و فهمیده، و یک همسر بهشتی باید قلباً باور کنند که مشاجره و قیل و قال هیچ نتیجه‌ای جز تولید جهنم در زندگی دنیوی و اُخروی آنان نخواهد داشت. بدخُلقی، بدزبانی، تکبر و خشونت، حتی اگر به از هم پاشیدگی کانون خانواده نیز نیانجامد، سبب می‌شود که انسان سلطنت خود را در قلب افراد خانواده از دست داده و گرمای محبت آنان را از خویش دریغ نماید. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که اولین و بزرگترین قربانی هر مشاجره، خود شخص قیل و قال کننده است که در حقیقت با این کار بر علیه خویش عمل نموده است. موضوع جالب اینجاست که شیطان چقدر در این امر بدیهی، باز هم ما را مورد حمله قرار می‌دهد.

کسی که با قیل و قال، درگیری، غُر زدن، مچ گیری، ایراد و... سعی در حفظ محبوبیت و موقعیت خویش دارد به نتیجه‌ای عکس دست یافته و حتماً منفور دیگران خواهد شد نه محبوب آنان.

تنها یک راه برای حفظ محبوبیت وجود دارد و آن رفتاری آمیخته با متانت، گذشت، مهربانی و وقار است. یک مؤمن باید آن‌قدر قدرت پیدا کند که دنیا نتواند او را له نموده و به حقارت بکشاند. کسی که در برابر دنیا زانو نزد، دیگر به قیل و قال و مشاجره نخواهد افتاد. چرا که مراء و مشاجره از ویژگی‌های انسان‌های ضعیف و کوچک است.

 

سقوط قلب انسان و خسران او در دنیا و آخرت

حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «من زرع العدوان، حصد الخسران»؛ کسی که دشمنی می‌کارد، خسران برداشت می‌کند. وقتی دنیا و لذت و شادمانی آن از بین رفت و آخرت به آتش کشیده شد، دیگر سرمایه‌ای برای انسان باقی نمی‌ماند. حماقت اهل تخاصم، صدها بار بیشتر از حماقت کسانی است که دنیا را در لذت گناهان گوناگون سپری می‌کنند و در آخرت به عذاب الهی دچار می‌شوند. چرا که اهل مراء و تخاصم، نه لذت دنیا را می‌چشند و نه لذت آخرت را.

قلب، تنها دارایی هر انسانی است. اضطراب، خشم، گرفتگی، کینه و عداوت، قلب را ساقط نموده و باطن انسان را به آتش می‌کشند. وقتی کسی این تنها دارایی خود را در رحم دنیا از دست داد، دیگر سالم به برزخ متولد نخواهد شد و خسرانی از این عظیم‌تر برای هیچ کس رُخ نخواهد داد.

 

دست و پا زدن در جهنم اخلاق

حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «بئس الزاد إلی المعاد، العدوان علی العباد»؛ چه بد توشه‌ای است برای معاد انسان، دشمنی با بندگان خدا.

می‌دانیم که فحشاهای باطنی، بدترین نوع فواحش بوده و جهنم اخلاق، بسیار طولانی‌تر از جهنم اعمال است. گاه یک خُلق بد، انسان را چندین هزار سال در برزخ معطل نموده و به عذاب گرفتار می‌سازد. هر خُلق بد یک سرطان بدخیم برای روح به شمار می‌رود. آیا همان‌گونه از بیماری‌ها و سرطان‌های جسم می‌ترسیم، از سرطان‌های روح نیز هراس داریم؟ آیا کینه، تکبر، خودبینی، حسادت، زودرنجی، خصومت و... برای ما به اندازه ضعف‌های جسمی وحشت‌آور و تکان دهنده هستند؟

دشمنی و خصومت، یکی از بیماری‌های خطرناک روح است. اگر به این بیماری مهلک مبتلا هستیم، باید تصمیمی جدی و سریع برای درمان آن گرفته و به سرعت برای رهایی و نجات خود اقدام نماییم.

این توهم زاییده دست شیطان است؛ من باید به گونه‌ای رفتار نمایم که کسی نتواند به من زور بگوید و یا حق مرا بخورد، من باید طوری برخورد کنم که دیگران مرا ساده و زودباور نپندارند و...

همین توقعات سبب بروز اختلافات، دشمنی‌ها و کینه‌ها می‌گردد و دقیقاً نتیجه‌ای برعکس تصورات انسان برجای می‌گذارد. یک مؤمن زیرک به قدری از توهمات شیطانی، هوشیارانه و به سرعت می‌گریزد که دیگران او را ساده و زودباور می‌انگارند.

 

گرفتار ماندن در لُجّه نادانی

حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «رأس الجهل، معادات الناس»؛ سرآمد نادانی، دشمنی با مردم است.

کاری احمقانه‌تر از دشمنی با مردم در جهان وجود ندارد. مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می‌فرمایند: تمام علم اخلاق در دو کلمه جمع شده است: مرنج و مرنجان.... و این‌کار، کار آسانی نیست. اول باید بیاموزیم که حادثه‌‌ای در بخش‌های پایینی ما را از آغوش خداوند جدا نکند. اگر به خاطر امری از امورات دنیا میان ما و خداوند فاصله افتاده و از آغوش خانواده آسمانی‌مان جدا شده‌ایم، به این معناست که هنوز خداوند بزرگ تنها اله خود نپذیرفته‌ایم. فاصله گرفتن از آسمان، انسان را ضعیف می‌کند تا جایی‌ که حادثه‌ای، حرف ناحقی، ظلمی، توهینی، تحقیری و.... می‌تواند باطن ما را به آتش بکشاند.

تمام مشکلات موجود در جوامع (خودکشی‌ها، جنگ‌ها، درگیری‌ها، طلاق‌ها و...) نشان می‌دهند که انسان‌ها آمادگی انفجار در لحظات عصبانیت و آتش گرفتن در میادین خصومت را دارند و هنوز بعد از سال‌ها دینداری نمی‌توانند موجود وحشی درون خود را، آرام آرام نموده و تحت کنترل خویش درآورند. از همین رو به سرعت در آتش خصومت‌ها و درگیری‌ها گرفتار می‌شوند.

 

والحمدالله رب العالمین

مقام وشخصیت حضرت معصومه «سلام الله علیها» ؛گفتاری از استاد محمد شجاعی

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

 

روزهای تولد اهل بیت «علیهم السلام»؛ نمادی عینی و بزرگ از ایّام الله

روزهای تولد اهل بیت «علیهم السلام» به عنوان انسان‌های کامل و فرزندان آنان، ایامی بسیار بزرگ و مهم به شمار می‌روند. زیرا در چنین روزهایی خداوند در قالب انسان به طور کامل جلوه نموده و از آئینه‌ای تمام قد از جلوه‌های خویش برای مردم پرده‌برداری می‌نماید.قرآن کریم از چنین ایامی با عنوان ایّام الله یاد می‌کند: «و ذکّرهُم بأیّام الله، إنّ فی ذلک لآیاتٍ لکلِّ صبّارٍ شَکور؛ و مردم را به یاد ایام الهی بینداز که در این برای هر بسیار صبرکننده و بسیار شکرکننده‌ای آیات بسیاری وجود دارد.» (سوره ابراهیم، آیه 5)

حضرت معصومه «سلام الله علیها» به قدری برجسته و بلند مرتبه‌اند که امام صادق «علیه السلام» در مورد ایشان فرمودند: به شفاعت او همه‌ی شیعیانم به بهشت می‌روند.

ادامه مطلب

غم و شادی ،جلسه 29 ، 93/05/25

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

شاد و آرام در تلاطم‌های روزگار

در جلسات گذشته آموختیم که غم، بیماریِ نفس بوده و علامتِ خروج نفس از حالت طبیعی است، چرا که نفسِ سالم، شاد و آرام است.

بر طبق این فرموده‌ی پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» که «من بکی علی الدنیا دخل النّار» می‌توان گفت که روحی که از دنیا و امورات آن کوچک‌تر باشد، قطعاً با فقدان‌ها، مصائب و تلاطم‌های دنیا، در گرداب غم و هیجاناتِ گوناگون روحی (پرخاشگری، حسادت، زودرنجی، کینه و...) گرفتار خواهد شد. کسی که به خاطر امورات دنیا، به ضعفِ ارتباط با خداوند دچار شده و یا ارتباطات او با غیب دچار اختلال می‌گردد، قطعاً روحی کوچک‌تر از دنیا داشته و اساساً جاودانگی در نزد او ارزشی کمتر از دنیا داشته است. چنین کسانی درست در مواقع شادمانی‌هایِ دنیایی خویش نیز به قدری به هیجان می‌آیند که آن را با معصیت‌های گوناگون آلوده می‌نمایند.

اما روحی که جاودانگی را در آغوش کشیده و تمام غیب را ثروت و سرمایه‌ی خود می‌داند، آن‌قدر عظیم و قدرتمند است که هرگز دنیا نمی‌تواند او را به حقارت بکشاند. انسان‌هایی بزرگ و پر قدرت‌اند که دنیا با تمام زیبایی‌ها و زرق و برق‌هایش در نگاه آنان کوچک باشد.

درست در لحظه‌ای که بخشی از دنیا (بیماری، توهین و تحقیرهای دیگران، فقدان‌ها، شکست‌ها و...) موفق شود در ما احساس غم، حقارت، گریه و... را تولید کند، همان زمانی است که ما بخش اصلی و جاودانه‌ی وجودمان را رها نموده و با نگاهی طبیعی به خود نگریسته‌ایم و چنین نگاهی نیز قدرت و استحکام را از روح ما ربوده و آن را به سقوط کشانده است.

نگاه بلند و جاودانه به خود، آرام آرام روح انسان را از پوسته‌ی طبیعتِ او خارج نموده و قدرت و عظمتی فراتر از دنیا به آن عنایت خواهد کرد تا بدین وسیله هیچ چیز در دنیا نتواند در قلب او تکانی ایجاد نماید.

 

غم‌های خوب

1- غم بر عیب‌ها و ضعف‌های اخلاقی

2- غم بر انجام معصیت؛ این غم از سوی فرشتگان القاء شده و انسان را به جبران گذشته وامی‌دارد. اما اگر این غم، با احساس آلودگی و احساس عدم جبران گذشته و طیِ ادامه‌ی مسیر همراه باشد، مطمئن باشید که از سوی شیطان است و باید به سرعت آن را از خویش برانید.

3- غم بر فوت اعمال خیر؛ علم به این نکته که انسان قادر است تمام اعمالِ ساده‌ی روزمره‌ی زندگی خویش را نیز با معامله‌ای جاودانه، به عبادت تبدیل نماید، این غمِ زیبا را در انسان تولید نموده و او را به سمت جبران سوق می‌دهد.

4- غم بر عمرِ از دست رفته در معصیت؛ این غم انسان را به سوی استفاده‌ی صحیح از باقیمانده‌ی عمر هدایت می‌کند. چنین شخصی می‌تواند با استفاده از رحم‌های مکانی و زمانی و رحم استاد به سرعت عمر تلف شده‌ی خویش را جبران نماید.

5- غم نسبت به معاد؛ این سؤال که «آیا من در هنگام تولدم به برزخ، با قلبی سالم متولد خواهم شد یا نه؟» مولدِ غم ارزشمند و شایسته‌ای است که دغدغه‌ی یک انسان حقیقی می‌باشد. زیرا هیچ‌کس نمی‌داند کی به برزخ متولد می‌شود و چه‌قدرِ دیگر از زمان عمرش باقی مانده ‌است!

6- غم اهل بیت «علیهم السلام»؛ این غم‌ها و بخصوص غم غربت و آوارگی امام زمان «علیه السلام»، در نهایت انسان را به قربِ آنان خواهد رسانید. امام زمان ما، امروز هر کدام از ما را به یاری فرا می‌خواند و امروز همان زمانی است که ما فرصت داریم خود را به کربلای حسین‌مان برسانیم. بی‌توجهی به فریاد کمک‌خواهیِ او، در حقیقت نام ما را در زمره‌ی جاماندگانِ از کربلا ثبت خواهد نمود.

7- غصه‌های اهل ایمان، انسان‌های دیگر و تمامِ موجودات هستی؛ این غم، آرام آرام انسان را به مقام رحمت الهی و نامِ رحمان پروردگار نزدیک خواهد نمود. کسانی که در غم دیگران شریک بوده و برای رفع مصائبشان اهتمام می‌ورزند، انسانهای بزرگ و شادی خواهند بود.

 

قواعد رحمتِ بر دیگران

باید تمرین کنیم تا در هنگام ارتباط با هر انسانی او را در این سه مرحله ارزیابی کنیم:

1- قاعده‌ی «هو أنت»؛ «او خودِ توست» و هر رفتار تو با دیگران در حقیقت عملکردی است که تو در حق نفسِ خودت مرتکب می‌شوی و عینِ آن عمل با تمامِ آثارش به نفسِ خودت بازمی‌گردد.

2- قاعده‌ی «هو رسول الله»؛ هر ارتباطِ ما با دیگران در میزانِ قرب ما به معصومین «علیهم السلام»، تأثیر مستقیم دارد. هر عملِ زیبای ما در حق دیگران، سبب رضایت و شادی اهل بیت «علیهم السلام» و نزدیک شدن ما به آنان شده و هر عمل بد ما در حق انسان‌های دیگر، سبب حزن و اندوه اهل بیت «علیهم السلام» و فاصله گرفتنِ ما از وجود مقدس و هدایتگر آنان می‌گردد.

3- قاعده‌ی «هو الله»؛ همان‌گونه که انسان می‌تواند تمام رفتارهای نیک خود را در حق دیگران، به خدا هدیه کرده و از او پاداش گیرد، اعمال بد او نیز در قبال انسان‌های دیگر، در حقیقت، بدی در حق الله بوده و هر انسان را در مقابل الله قرار خواهد داد.

 

دریافت اسم رحمان، لازمه عضویت در گروه «اصحاب یمین»

در روایات شش خصیصه را نام برده‌اند که اگر جزء دارایی‌های نفسِ انسانی گردند، او را در پیشگاه خدا و در جانب راستِ پروردگارش قرار خواهند داد. (اصحاب یمین).

یکی از این شش خصیصه را مرور می‌کنیم؛

- اگر مسلمانی، آنچه را که برای عزیزترین کسانِ خود می‌خواهد برایِ همه‌ی مسلمانان طلب کند و آنچه را که برای عزیزانش نمی‌پسندد، برای هیچ مسلمانی نپسندد، بی‌شک در پیشگاه خدا و در جانب راست او خواهد بود.

اگر همه‌ی مسلمانان موفق به چنین نگاهِ بلندی گردند، جامعه به سطح بالایی از آرامش و شادی دست خواهد یافت.

کسانی که در قالب‌ها و شغل‌های گوناگون، مشغولِ خدمت به جامعه‌اند، به یقین با چنین نگاهِ والایی، بهترین خدمات را به انسانها ارائه داده و از مقربین پروردگارشان خواهند بود.

باید بیاموزیم که با این نگاه در هر تعاملی وارد شده و از آن در جهت رشد و قدرتمان استفاده نماییم. بی‌شک رسیدن به چنین مقامی در یک جامعه، درهای برکات خداوند را از آسمان و زمین بر انسان‌ها خواهد گشود.

در گذشته آموختیم که در مسیر اسماء الهی، اولین و زیباترین نام بعد از «الله» نام مبارکِ رحمان است و دریافت هر اسمی از اسماء الهی نیز، بدون دریافت این اسم، ممکن نیست.

برای رسیدن به رحمت و دریافت اسم رحمان باید قواعد رحمت را به طور جدی تمرین و تکرار کنیم. این قواعد، فرمول‌هایی معجزه‌گر و مسیرهایی بسیار رساننده می‌باشند. خوب است بدانیم که رسیدن به این مقام، اوج قرب به الله بوده و انسان را در زمر‌ه‌ی اصحاب یمین قرار خواهد داد.

مشکلِ بزرگ جامعه‌ی امروز، خشونتِ روزافزون مردمِ آن است و اگر همگان به این سطح از رحمت رسیده و خشونت را در خویش نابود کنند، بی‌شک سالهای طولانیِ غیبت نیز به پایان خواهد رسید.

 

والحمدلله رب العالمین

 

خانواده آسمانی،جلسه 300 ، 93/05/30

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

عدم رعایت عدالت و انصاف، عاملی برای ایجاد خصومت

یکی از عواملِ ایجاد دشمنی، ایرادگیری از دیگران و سرزنش آنهاست. یکی از بیماری‌های خطرناک و شایع در وجود انسان که او را به خرده‌گیری و سرزنش دیگران وامی‌دارد؛ بی‌انصافی و بی‌عدالتی است، به گونه‌ای که او دیگر خوبی‌های دیگران را کمرنگ و بدی‌هایشان را پررنگ و بزرگ می‌بیند.

رعایت عدالت و انصاف در مورد دیگران، کار آسانی نیست، زیرا خودشیفتگی‌ها و خودخواهی‌های انسان‌ها مانع بزرگی در مسیر رعایت انصاف هستند.

دیدن خوبی‌های دیگران، یک اخلاق بزرگ و الهی است. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: اگر در شما حتی یک صفت خوب هم موجود باشد، من آن را می‌بینم و به آن توجه دارم.

باید بیاموزیم که به راحتی عیوبِ دیگران را نبینیم و در رابطه‌ی با آنها، از نق و غر و سرزنش خودداری کنیم. مدارا کردن با دیگران و ندیدن عیوب آنان، از عوامل اصلاح قلب و همچنین اصلاح فرد و جامعه است.

در روایات ما آمده است که اگر انسان، خود را حتی از یک انسانِ دیگر بهتر بداند، انسان متکبری است. بنابراین باید از همین لحظه تمرین‌های جدی خود را در دیدن مَحاسن دیگران آغاز کنیم. امامان معصومِ ما، همواره در دیدنِ خوبی‌ها و کارایی‌های دیگران پیشگام و ممتاز بوده‌اند. و اگر جوامعِ مسلمان و شیعه به چنین نگاهی دست یابند، به یقین شاهد کاهش چشمگیر سطح اختلافات خانوادگی، اجتماعی و طلاق در آنها خواهیم بود.

هرگز خود را از کسی بهتر و بالاتر ندانیم. خودشیفتگی‌ها در اقشار مختلف انسان‌ها، به گونه‌های مختلفی دیده می‌شوند.

اغلب در انسان‌های مذهبی، خودشیفتگی‌های مذهبی دیده می‌شود که از بدترین نوع خودشیفتگی‌هاست. در کسانی که اهل علم هستند، خودشیفتگی‌های علمی و در سطوح پایین‌تر، خودشیفتگی‌های وهمی و حسی و ... دیده می‌شود.

خوب است این نکته را از خاطر نبریم که خداوند همه‌ی فواحش را حرام نموده است، هم فحشاهای ظاهری و هم فحشاهای باطنی. قُبح فحشاهای باطنی بسیار بالاتر از فحشاهای ظاهری است. پس هرگز کسی را به خاطر ابتلا به گناهان ظاهری سرزنش ننموده و خود را از آنان برتر ندانیم.

شیوه‌ی صحیح انتقاد

قبل از هر انتقادی، اول بیندیشیم که آیا این انتقاد لازم هست یا اینکه می‌توان از گفتن آن صرفِ نظر کرد.

فراموش نکنیم که قبل از هر انتقاد، ابتدا محاسن و خوبی‌های شخص مقابل را دیده و بازگو کنیم و سپس حتی‌الامکان به طور غیرمستقیم انتقاد خود را مطرح نماییم.

در روایات ما آمده است که: «الانتقاد عداوه؛ انتقاد دشمنی می‌آورد.» اما این به معنای عدمِ انتقاد در مواقعِ لزوم نیست. بلکه به معنای رعایتِ شرایطِ انتقاد و جلوگیری از بروز درگیری و اختلاف است. در هنگام انتقاد باید بسیار زیرکانه از وحدت میان انسان‌ها محافظت نموده و اگر احتمال می‌دهیم که ممکن است این انتقاد به حذفِ محور وحدت بینجامد، از آن صرف نظر نماییم.

انتقاد کردن از کسانی که انتقادپذیر نیستند، کار بیهوده‌ای است. همین‌طور کسانی که احتمال تأثیر و تغییر در آنان وجود ندارد نیز از قاعده‌ی انتقاد مستثنی هستند.

اما یادمان باشد که هیچ‌گاه انتقادمان را به کسی جز صاحب انتقاد نگوییم، زیرا این کار حتماً ما را به غیبتی آلوده خواهد کرد که گناهی بسیار عظیم و نابودکننده می‌باشد و قلب ما را به فساد خواهد کشاند.

 

والحمدلله رب العالمین

صفحه 1 از 116